
برترین مرورهای اولین دوره جشنواره مرورنویسی نقطه ریویو – شماره 8
مروری بر کتاب «مردی در تبعید ابدی» نوشته نادر ابراهیمی
روحی فراتر از زمان و مکان
رامین زارعی:
در دوران سربازی آن هم از نوع آموزشیاش که فرصت نفس کشیدن هم نداشتم، شوق خواندن صفحاتی از یک کتاب در دل خاموشی شب و مخفیانه، بیدار نگهم میداشت و در آن روزهای سخت همان کتاب، همدم و دلگرمی من بود. اگر تا پیش از آن میپرسیدند بهترین کتابی که تا به حال خواندهای و تو را تحت تأثیر قرار دادهاست چه نام دارد، پاسخی نداشتم؛ تا اینکه بالاخره بعد از خواندن کتاب «مردی در تبعید ابدی» این احساس در من پدیدار شد. تازه متوجه شدم دلبستگی و ارتباط عمیق پیدا کردن با یک کتاب یعنی چه؟ تا جایی که اولین و با ارزشترین هدیه به کسی که دوستش داشتم، همین کتاب بود. هر چه گشتم چیزی گرانبهاتر و بهتر از آن به دلم ننشست و گفتهاند باید از دل برآید که بر دل نشیند.
کتاب «مردی در تبعید ابدی» از آثار نادر ابراهیمی است که داستان زندگی ملاصدرا مشهور به صدرالمتألهین، فیلسوف و عارف بزرگ تاریخ تشیع را روایت میکند. نویسنده در داستان، علاوه بر بررسی زندگی و سرگذشت ملاصدرا و سیر اندیشههای فلسفی و عرفانی او، به مباحث فلسفی نیز اشاره و آنها را به زبانی ساده و روان بیان کرده است.
بیان جزئیات زندگی شخصی و علمی ملاصدرا از نکات جالب کتاب است که داستان را پر کشش کرده. مثلاً تا به حال اصلاً به اندرونی و داخل خانهی فردی مثل ملاصدرا فکر کرده بودید؟ یا به خانوادهاش؟ به رفتار آنها با هم چطور؟ راستی به چه نامی یکدیگر را صدا میزنند؟ فلاسفه اصلاً مگر عاشق هم میشوند؟ آنقدر همه چیز به اندازه است که نمیدانم از زیبایی قلم نادر است یا زندگی ملا؟! کدام یک کتاب را به کمال رساندهاند؟
نادر ابراهیمی، از بزرگترین نویسندگان عصر ما بود که در زمینهی فیلمسازی، ترانهسرایی، نمایشنامهنویسی، ترجمه، روزنامهنگاری و تدریس شاخههای هنری نیز فعالیتهای زیادی داشته است. قلم نادر در بین اهالی هنر و ادبیات جایگاه ویژهای دارد و در عین شیوایی و صمیمیت، آهنگین و شاعرانه است. آنقدر لطیف و زیبا صحنهها را توصیف میکند که بهراحتی در عمق جان و دل آدمی مینشیند. بزرگترین حسرت علاقهمندان او این است که خیلی زود دنیای ادبیات و هنر را از خود محروم کرد. کتابهای ماندگار زیادی مانند «یک عاشقانهی آرام»، «آتش بدون دود» و «بر جادههای آبی سرخ» از او به یادگار ماندهاست.
در عین حال، زندگینامهی آدمهای مختلف، زیاد نوشته شده و شرححالنویسهای بسیاری داشتهایم ولی کمتر کسی مثل نادر به جنبههای مختلفی از ابعاد زندگی فردی که برایش شرححال نوشته، دقت و توجه کرده است. توصیفات نادر ابراهیمی حتی اگر داستان در دل تاریخ رخ دهد؛ تازه و پرطراوت است. انگار همین الآن زندگی ملاصدرا جلوی چشممان در جریان است.
برای نمونه، در بندی از کتاب نادر اینگونه ملاصدرا را وصف میکند:
«تا واژهها بیدار بودند، ملامحمد صدر، در قلمرو علم کلام و حکمت و عرفان میتاخت، و تا تصویرها محو نمیشدند، در خطهی خاطره و رویا. چون واژهها، نرم نرمک، به خواب میرفتند، کار تفکرات فلسفی و کلامی ملا نیز به پایان میرسید، و تا تصویرها پردهنشین میشدند، گذشتهها و آرزوها هم به واپس مینشستند. در این وقت بود که خوابی آسوده و کوتاه به سر وقت ملا میآمد؛ و همیشه، اگر بانو پیشدستی نمیکرد، این خود ملا بود که ناگهان از جای جهانده میشد.»
اما همه چیز به قلم نادر ختم نمیشود. ملاصدرا از معدود اندیشمندانی است که تفکراتش همچنان جاری و پرطنین است و هر روز ثمرات بیشتری از آن آشکار میشود و شاگردان و درس آموزان زیادی از این چشمهی علم و دانش مینوشند.
در کتاب، از کودکی تا جوانی و پختگی با او پیش میرویم و همراهش هستیم. در کودکی به او افتخار میکنیم و نگرانش هستیم. در جوانی به او آفرین میگوییم و از هوش، استعداد و بلاغت کلام او ذوق میکنیم و همزمان دلشورهی خناسان و حسودان را داریم که نکند این کوه علم و دانش را با سخایت و جهالت خود ذبح کنند.
بخشهایی از کتاب خیلی زیبا این احساسات را به ما منتقل میکند:
«ملاصدرا خوب میدانست که هر سخن نو، رنجی نو را به همراه میآورد و اضطرابی نو را در دلها مینشاند و آرامش سنگوارهیی سنگوارهها را به هم میریزد و تالاب راکد خاموش را به دریای پر خروش مبدل میکند و زلزله به تن بناهای پوسیده اما برپای مانده میاندازد و خواب خوش در خوابماندگان را آشفته میکند و «آب در خوابگه مورچگان میریزد» اما عاجز از آن بود که زلزله و گردباد و توفان را دمادم سرکوب کند...»
و یا در بخشی دیگر اینبار خودمان را جای همسرش میگذاریم و میخوانیم:
«فاطمه بانو گفت: آقا! جماعت مردم را به دو گروه مقطوع تقسیم کردهای: یا عاشق شیفتهی تو هستند یا تشنهی خون تو. بینابین، هیچ نیست، و دیگر هیچکس نمانده است که سر به کار خود داشته باشد و چون از او در باب صدرالمتالهین پرسند، بگوید: ندانم که کیست، و مرا با او کاری نیست.»
اگر به خواندن زندگینامه بزرگان علاقه دارید یا فلسفه را دنبال میکنید و یا نه، صرفاً داستان برایتان هیجان انگیز است و اهمیت دارد؛ این کتاب میتواند خواستهی شما را برآورده کند. علاوه بر این، اطلاعات تاریخی، سیاسی و فرهنگی جالبی از دوره صفویه به مخاطب میدهد. از طرفی با توجه به دشواری مطالعه «اسفار اربعه» ملاصدرا که مشهورترین اثر اوست و برای خواندنش سالها باید مشقت و سختی تحصیل در علوم دینی را کشید؛ در این کتاب میتوانیم به قدر ظرفیت و گنجایش خودمان از دریای بیکران حکمت و فلسفهی ملا برداریم. به نوعی میتوان گفت پس از خواندن این کتاب در کنار غرق شدن در داستانی زیبا و پرکشش، با چهارچوب کلی عقاید این فیلسوف بزرگ نیز آشنا میشویم.
همچنین در کنار خواندن زندگی ملاصدرای شیرازی، در این کتاب اطلاعاتی هم از زندگی سه فیلسوف نامدار هم عصر او یعنی میرداماد، میرفندرسکی و شیخبهاءالدین عاملی به دست میآورید. حتی اگر با فلسفه میانهای ندارید، بعد از خواندن این کتاب اگر از آن خوشتان هم نیاید، قطعاً از آن خسته هم نمیشوید.
تنها ویژگی منفی کتاب این میتواند باشد که سبک نگارش کتاب نسبتاً قدیمی است و برخی کلمات در املا و نگارش با چیزی که الان مینویسیم، متفاوت است که میتواند خوانش این کتاب را برای برخی کمی سخت کند و به راحتی با آن ارتباط نگیرند. شاید یک ویراستاری فنی جدید از کتاب با وفاداری کامل به متن آن، پیشنهادی قابل تأمل باشد که این مسئله را نیز رفع کند. البته متأسفانه در زمانه ما برخی که کمتر به متون ادبی علاقه دارند و یا کپشنخوانی، آنها را از کتابخوان بودن دور کردهاست، حوصله کمتری به خرج میدهند و کمتر میتوانند با قلم نادر ارتباط بگیرند.
مردی در تبعید ابدی، برای اولین بار در سال 1375 منتشر شد و تاکنون سی و پنج بار تجدید چاپ شده است و در 277صفحه اکنون از انتشارات امیرکبیر منتشر میشود و در دسترس علاقهمندان است.

