مرور کتاب «خانوم ماه»

 

مروری بر کتاب «خانوم ماه» نوشته ساجده تقی زاده
به ملاحت عشق

 

حدیث مردانی:
زندگی را با هر لنزی که ببینید، معنای متفاوتی می‌یابد. زندگی از زاویه نگاه یک زن، فارغ از نقش‌های او و بدون هیچ پسوندی، چیزی است که در خانوم ماه می‌خوانیم.
اکثر کتاب‌های حوزه دفاع مقدس، به زندگی شهید و خانواده او می‌پردازد و نقش خانواده را در کنار شهید و به واسطه‌ی او روایت‌ می‌کند. در این دست روایت‌ها، معمولاً شخصیت همسران شهدا در کنار شخصیت و زندگی همسر خود به محاق می‌رود و فقط در کنار شهید تعریف می‌شوند. روایت‌هایی که غالباً با شهادت همسر نیز تمام می‌شود. اما ساجده تقی‌زاده در کتاب «خانوم ماه» از انتشارات به‌نشر که در سال ۱۴۰۴، مزین به تقریظ رهبر هم شد، سوژه اصلی کتاب خود را متمرکز بر زن می‌کند؛ خانوم ناز. نقش‌هایی که در طول زندگی خود بر عهده می‌گیرد و بیان آن‌ها ما را به شخصیت نزدیک می‌کند.
این کتاب اولین تجربه نویسندگی ساجده تقی‌زاده در زندگینامه نویسی هست و قبل از این، عمده فعالیتشان در حیطه پژوهش و شعر بوده است و به نظرم همین طبع شاعرانه ایشان باعث شده که زندگی یک زن را طوری روایت کند که مانند یک بیت شعر ناب به عمق جان آدم می‌نشیند. ما در خانوم ماه اتفاقات را از لنز دوربین خانوم‌ ناز می‌بینیم، سختی‌ها و خوشی‌ها را هم. در اینجا محور خانوم ناز هست نه صرفِ همسر شهید. وجود شرم و حیای زن دهه‌های ۳۰ و ۴۰ مانع توصیف عاشقانه های خانوم ناز و شیرعلی نمی‌شود. ما یک زندگی پر از عشق را می‌بینیم اما نه عشق بی پرده، ابراز علاقه هایی از جنس رفتارهای پر مفهوم و جزئیات کوچک و احساسی توام با حیا.
ما در ۳۵۰ صفحه همراه خوشی ونا‌خوشی خانوم ناز می‌شویم، نه اینکه فقط وقایع و اتفاقات را بخوانیم، خودمان را در کنار او می‌بینیم. شاید فکر کنید که زن ها حس همذات پنداری بیشتری با شخصیت اصلی کتاب داشته باشند اما به گمانم قلم خوب نویسنده این حس و حال زنانه را به خوبی به عموم مخاطبان فارغ از جنسیت آن‌ها منتقل می‌کند.
فصل بندی کتاب در راستای هدف کتاب است. فصل اول، روایت بچگی و قبل از ازدواج خانوم ناز است دوران کودکی و اوایل نوجوانی. فصل دوم با ازدواج خانوم ناز و شیرعلی شروع می‌شود تا شهادت همسر. بیان دل‌نگرانی های همسر یک مبارز انقلابی، همراهی او و توصیف زندگی عاشقانه شان.

 

بخشی از کتاب:
«آمد کنار من نشست. سیب قرمزی را که در دستم بود، برداشت و گاز زد. بعد به چشم‌های من زل زد. خجالت کشیدم و سرم را پایین انداختم. دستش را روی شانه‌ی من گذاشت و گفت: «امروز نمیخوام کار کنی، فقط بیا پیشم بشین، میخوام یه دل سیر نگات کنم!» دلم هری ریخت و زبانم بند آمد. انگار یک سطل شیر داغ روی صورتم ریخته باشند. نگاهی کرد به من که مضطرب شده بودم، لبخندی زد و گفت: «فدای تو بشم، خانم خجالتی»؛ تا این جمله را گفت، به بهانه‌ای بلند شد و رفت‌.»

 

فصل سوم نقطه اوج کتاب است. بیان احوالات و انتخاب‌های خانوم‌ناز بعد از شهادت همسر . در این فصل کاملاً تمرکز بر خانوم‌ناز است؛ مدیریت بچه‌ها، عمل به وصایای همسر، مدیریت اوضاع زندگی و ...
توصیفات و تصویرسازی‌های کتاب به حدی خوب و عالی هست که از شروع تا انتهای کتاب با خانوم‌ناز زندگی می‌کنید. به حدی که با اتفاقات و بالا و پایین های زندگی او ضربان قلب شما هم دچار تغییر می‌شود. استفاده از واژگان و اصطلاحات شیرازی به همراه توضیح آن‌ها در پاورقی برای درک حال و هوای موقعیت ها انتخاب به جایی بود . به هر شخصیت به اندازه میزان ارتباط خانوم ناز با او و تاثیرش در زندگی او پرداخته شده است. اما تقریباً تا یک سوم ابتدایی کتاب زمان گم‌ هست و مخاطب کد مشخصی برای پی بردن به زمان وقایع و اتفاقات ندارد. اولین اشاره به زمان را در صفحه ۱۰۹ می‌بینیم. 
قبل از خواندن کتاب از عنوان آن حدس می‌زدم که با یک روایت لطیف مواجه شوم اما حقیقتاً در هنگام مطالعه از میزان بیان زنانه و پر احساس کتاب شگفت زده شدم. روایتی سراسر احساس و عشق.
زندگی خانوم‌ناز پر از درس است، درس حیا، عشق، صبوری، توکل، اعتماد به خدا و ایستادگی و قوی بودن با وجود تمام مشکلات و موانع.  اگر دلتان یک روایت صادقانه و احساسی از یک زندگی مجاهدانه می‌خواهد، خانوم ماه را بخوانید.

محدثه خوشی گفت:
مرور خوبی بود
محمد گفت:
چقدر لطیف و شاعرانه. باید کتاب جالبی باشه
مهدی گفت:
خداقوت
کتابخوان گفت:
سپاسگزارم از حسن‌ توجه شما