مرور کتاب «دهکده خاک بر سر»

 

مروری بر کتاب «دهکده خاک بر سر» نوشته فائضه غفار حدادی
فرنگ با طعم مادرانه

 

فاطمه آرامی:
سوییس در چشم ما ایرانیان در اوج همه چیز است؛ اوج نظم، رفاه و سرسبزی. اما تا کوچه و شهر‌هایش را نگشته باشیم نمی‌توانیم بگوییم چقدر این ادعا درست یا غلط است.

اگر امکان سفر برایمان وجود ندارد، امکان خواندن سفرنامه که هست. سفرنامه‌هایی که تا به حال خوانده‌اید احتمالا بصورت روایت یک سفر کوتاه به مقصد نوشته شده‌اند که اگر خوب نوشته شده باشند، دست خواننده را میگیرند و صاف می‌برند به دل مقصد. گل درخت‌ها را نشانش می‌دهند؛ دیوارهای تاریخی را جلوی رویش می‌گذارند؛ غذاهای جدید را میچشانند؛ با سیستم حمل و نقل مقصد آشنایش می‌کنند و... «دهکده خاک بر سر» روایت یک سفر است. اما نه یک سفر چند روزه. روایت سفر و زندگی یکساله خانم غفارحدادی است به لوزانِ سوییس.
فائضه غفارحدادی به دلیل ادامه تحصیل همسر به همراه دو فرزند‌ (البته یکی در شکم) راهی سوییس می‌شود و در فراز و نشیب این سفر یک ساله مخاطب را با خود همراه می‌کند. این سفرنامه از روزنوشت‌های خانم غفار حدادی در لوزان حاصل شده است که در نهایت برای چاپ توسط انتشارات سوره مهر دستی به سر و گوشش کشیده‌اند.
از مزایای داشتن ویزای کشورهای اروپایی، امکان سفر به بقیه کشورهای ساکن اروپاست. در آخر کتاب چند سفرنامه کوتاه هم به کشورهای مختلف اروپایی از جمله آلمان و اسپانیا و ایتالیا و...نوشته شده است. کتاب از کنار هم قرار گرفتن خاطره‌های کوتاه در ۴۰۸ صفحه نوشته شده است.


در متن کتاب آمده است که:

«بهار نزدیک است. این را از زیاد شدن بچه‌های پارک و کم شدن کلاه و شال رهگذران و جوانه‌های تک و توک شاخه‌ها می‌فهمم. نه مثل ایران از تعداد آدم‌های در حال شیشه پاک کردن و قطار شدن نیسان‌های قالی شویی های مختلف در خیابان و البته ترافیک خرید و رفت و آمد. برای همین هرچه بو می‌کشم بوی عید نمی‌آید. اما برای هدی ماجرا فرق می‌کند. برعکس من خانه تکانی کرده و سبزه عید رویانده و برای سین‌های سفره‌اش ظرف‌های قشنگ خریده. نه به‌خاطر عید که به‌خاطر آمدن مامان و بابا و عمه‌اش از ایران. مسافرانی که خیرشان به ما هم می‌رسد. مامان هدی تافتون تازه آورده است.»

 

کتاب طنز ملیحی دارد، که خواننده را به دنبال خود می‌کشاند. فضای داستان تقریبا فضایی زنانه است. از رفاقت های زنانه در مرکز زنان گرفته تا  مراجعه‌ها به پزشک زنان. که طبیعتاً همین باعث شده تا خوانش کتاب برای بانوان لذت بخش‌تر باشد. روایت های کوتاه کتاب و زبان طنز کتاب در کنار هم کار خواندن این کتاب را آسان کرده است. که در مجموع باعث شده تا سریع به پایان برسد. نوشته‌ها بیان صریح و بی‌رودربایستی دارند که در حوصله مخاطب‌های بی‌حوصله هم به راحتی می‌گنجد. در «دهکده خاک بر» سر علاوه بر این که شهر لوزان و حومه‌ به حد کافی به خواننده نشان داده می‌شود. زندگی و تجربیات جذاب نویسنده هم خوب در معرض دید قرار‌ می‌گیرد. گاهی بعضی از روایت‌ها طوری بودند که منتظر ادامه قصه بودم اما بقیه‌اش نوشته نشده بود و خاطره همان‌جا تمام می‌شد. سفرنامه‌های انتهای‌ کتاب، از آنجا که حجم کمی دارند سیر سریعی دارند و بنظرم به قوت متن اصلی کتاب نیست. با مطالعه این کتاب بعد از مشاهده لوزان تا حدی نیز با فرهنگ حاکم بر آن‌جا آشنا شدم که به نوبه خودش جالب بود. مثلا آدم از سوییس (!) توقع دارد که همه انگلیسی را مثل بلبل صحبت کنند، اما ابدا اینطور نبود. آشنایی با مرکز زنان و خدماتی که‌ در آن ارائه برای من به شدت جذاب بود.

اگر خیلی اهل مطالعه سفرنامه نیستید و دنبال یک کتاب راحت الحلقوم‌اید، اگر به دنبال یک وقت گذرانی لذت بخش هستید، اگر به آشنایی با فرهنگ‌ها و کشور‌های مختلف علاقه‌مندید، اگر زاویه دید یک خانم محجبه و مقید، به سوییس برایتان جالب است، به هیچ وجه مطالعه این کتاب را از دست ندهید.

محدثه خوشی گفت:
خدا قوت مرور خوبی بود
سمانه گفت:
بنظر کتاب جالبی باشه. مرورتان خیلی خوب بود. خدا قوت