مروری بر کتاب «گلستان یازدهم» نوشته بهناز ضرابیزاده
«گُلُم»
چطور میتوان اوج قاطعیت و شجاعت را در کنار قله عطوفت و مهرورزی در شخصیت یک فرد قرار داد؟ این تناقض زیبا زینت باطنی کدام انسانها با کدام ویژگیهاست؟
در «گلستان یازدهم» خانم بهناز ضرابیزاده به هجده ماه زندگی مشترک خانم پناهیروا و سردار شهید علی چیتسازیان میپردازد. کتابی که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و در بخشی از تقریظ مقام معظم رهبری آمده است:
«...راوی-شریک زندگی کوتاه او- نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانهٔ خود به روشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این همه جان داده است...»
خانم فرشته پناهیروا که در شناسنامه «زهرا» نام دارد دانشآموز دبیرستانی یک خانواده پنج نفره است که در همدان زندگی میکنند. برای او که همیشه علاقهمند بوده برای ادای دِین به شهدا و انقلاب همسری پاسدار و رزمنده داشته باشد خواستگار آمده؛ علی چیتسازیان، فرمانده خوشاخلاق، متعهد و شجاع اطلاعات و عملیات لشگر ۳۲ انصارالحسین(ع) همدان.
این ماجرا در هفده فصل روایت میشود که فصل اول به بهانهای یادآور همه خاطراتیست که به تفصیل در فصلهای بعدی و به ترتیب زمانی روایت میشوند. نویسنده به خوبی در فصل اول طوری به خاطرات اشارههای کوتاهی میکند که حس کنجکاوی را در خواننده ایجاد کند. توصیف رفتار و منش شهید در موقعیتهای مختلف مثل ناراحتی، خوشحالی، دغدغهمندی و... به شناساندن شخصیت ایشان میپردازد. نقل قولهای ایشان در مکالمات عادی نیز با لهجه همدانی بیان میشود و استفاده از تکیهکلامهای شهید، نظیر «گُلُم» که موقع خطاب قرار دادن همسرشان به کار میبردند به سادگی و باورپذیر بودن روایت کمک میکند.
در این کتاب ۳۱۶ صفحهای، یکی از صفاتی که برای شهید بیان میشود تودار بودن ایشان است که ادبیات روایت و نقلقولها به خوبی این موضوع را بیان کرده و تصویر این ویژگی شخصیتی را ملموستر میکند. زندگی شهدا در عین سادگی پر از نکات ویژه است که شاید رعایت کردن آنها در حرف و بیان ساده باشد، اما قرار گرفتن در شرایط خاص است که تعیین میکند چه کسی مرد میدان اخلاق و مردانگی است.
فرمانده بخش اطلاعات و عملیاتی که در ۲۵ سالگی به شکلی خاص، تعهد نسبت به نیروهایش را به دوش میکشد. تا جایی که از راه رفتن کنار همسرشان در خیابانهای محله اجتناب میکند، مبادا نیروها ببیند و فکر کنند که علی آقا درگیر زندگی شده و مسائل را فراموش کرده است.
در عین حال طوری با مهر و محبت نسبت به همسر خودشان رفتار میکند که در بخشی از خاطراتِ خانم پناهی روا، آنجایی که فکر میکردند علی آقا از ایشان عصبانی و ناراحت شدهاند، با مواجهه ایشان شگفتزده میشوند.
حفظ این تعادل رفتاریست که ویژگی بارز این شهید و خیلی از شهداست که به شکلی ویژه در رفتار علی آقای چیتسازیان نمایان است. شهیدی که در میدان جهاد و دفاع از کشور شجاعانه جولان میدهد، در اخلاق و منش فردی نیز حائز این فضائل اخلاقی است. همانطور که از بیانات بیشترشنیدهشده ایشان میتوان به این جمله اشاره کرد:«کسی میتواند از سیمخاردارهای دشمن عبور کند که در سیمخاردارهای نفسش گیر نکرده باشد».
فراز و نشیبهای زندگی همسر شهید اگر بیشتر از شهید نباشد کمتر نیست. صبوری و همراهیِ خانم پناهیروا، به ویژه در زمان مجروحیتهای علی آقا شایسته ستایش است. ایستادگی کردن و تربیت فرزند یادگار شهید، به خصوص در یک برهه سختی که در روایت نیز ذکر شده، کار انسانهای عادی که فقط دنیا را میبینند نیست.
انسانهای بزرگی که ورای اهداف کوچک دنیایی و آرزوهای دور، حقیقت عالم را درک کرده و به دنبال معنا بودند. اینجاست که شهید و همسر شهید، بال پرواز یکدیگر میشوند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«علی آقا به دریا خیره شد. -زندگی هم مثل دریاست؛ اگه آب دریا یه جا بمانه، میگنده. باید مثل ای دریا در حرکت بود؛ حرکت هم سختی داره. عظمت و زیبایی دریا به خاطر حرکتشه. اگه ای آبا رِ یه جا جمع کنیم، گنداب میشه. من دوست دارم مثل ای دریا باشم. دوست دارم در حرکت باشم. دوست دارم سختی بکشم. دوست دارم به اقیانوس برسم. برا رسیدن به اقیانوس هر کاری میکنم. تو هم همینطوری. نه؟»
سردار شهید علی چیتسازیان، ستاره دنبالهدارِ لشگر ۳۲ انصارالحسین(ع) و علت گریههای شبانه محمدعلی که روز را به شوق شب و دیدار پدر در آسمان سپری میکرد را با این روایت از همسر بهتر خواهیم شناخت، از همدان تا دزفول؛ گلستان یازدهم.


