مرور کتاب «خون دلی که لعل شد»

 

مروری بر کتاب «خون دلی که لعل شد» نوشته محمدعلی آذرشب

یوسفِ ایران


نازنین اسماعیل‌زاده:
آیا می‌توان از دلِ رنج، به روشنایی رسید؟! آدم‌هایی در تاریخ هستند که سختی، آن‌ها را متوقف نمی‌کند؛ بلکه صیقلشان می‌دهد. آدم‌هایی که در تنگنا، کوچک نمی‌شوند، بلکه عمیق‌تر می‌شوند؛ مثل روایت پیامبران که از دل رنج، به عزت رسیدند، از چاه به اوج، از تنهایی به اثرگذاری. کتاب «خون دلی که لعل شد» دقیقاً از همین جنس روایت‌هاست.
این کتاب روایتی خودنوشت از زندگی سیدعلی خامنه‌ای است که در اصل به زبان عربی برای جوانان انقلابی نوشته شده و سپس به فارسی ترجمه شده است. «خون دلی که لعل شد» با ۳۸۷ صفحه، یک اثر غیر داستانی، تاریخی‌سیاسی و در عین حال شخصی است؛ روایتی از مسیر کودکی، مبارزه، زندان و تبعید نه به‌عنوان خاطره، بلکه به‌عنوان یک سیر تربیتی و فکری.
کتاب از تولد و خانواده آغاز می‌شود؛ از مادری مهربان و پدری اهل علم، از مکتب‌خانه‌ها، سختی‌های کودکی و حتی ضعف بینایی‌ای که در همان سال‌ها تجربه شده. همین شروع ساده، خیلی زود مخاطب را وارد زیست واقعی یک انسان می‌کند، نه یک چهره‌ی دور از دسترس. در ادامه، مسیر زندگی به‌تدریج رنگ مبارزه می‌گیرد؛ از آشنایی با سید مجتبی نواب صفوی و تأثیر عمیق او، تا ورود به جریان نهضت روح‌الله خمینی که به‌نوعی حافظه‌ی تاریخی مخاطب را تقویت می‌کنند. کتاب نشان می‌دهد که چگونه دو خط «مبارزه» و «آگاهی‌بخشی» به‌صورت هم‌زمان در زندگی نویسنده شکل می‌گیرد:
«همواره هر دو خط مقاومت و روشنگری را با هم ادامه دادم…». این جمله، می‌تواند خلاصه‌ترین تعریف از مسیر فکری کتاب باشد.
ساختار اثر فصل‌بندی‌شده است و از کودکی تا سال‌های نزدیک به پیروزی انقلاب پیش می‌رود. فصل‌هایی مثل «آتش‌فشان انقلاب» برای فهم آغاز نهضت، و فصل‌های مربوط به زندان و تعقیب‌وگریز ساواک، از مهم‌ترین بخش‌های کتاب‌اند. در این میان، برخی لحظه‌ها به‌شدت انسانی و ماندگارند؛ مثل واکنش مادر پس از اولین بازداشت پسر:

 

«در حالی که عازم خانه بودم، احساس خاصی بر من مستولی شده بود، که آمیزه‌ای بود از شوق و بیم و شرم. شرمگین بودم از اینکه محاسنم را تراشیده بودند، و بیم هم از این داشتم که والدینم شاید بگویند: چرا در مسائلی دخالت کردی که به زندان بیفتی ؟
وقتی به خانه رسیدم، خانواده به گرم‌ترین وجهی از من استقبال کردند. از دیدن من، خوشحال کردند.وقتی برای صرف چای نشستم، نخستین حرفی که مادرم رحمت الله علیها به من زد، این بود:(من به پسری مانند تو افتخار می‌کنم که چنین کاری را در راه خدا انجام می‌دهد.) نفسی به راحتی کشیدم و خدا را شکر کردم این سخن مادرم ر فعالیت‌هایی که من در این راه داشتم تاثیری به سزا داشت.»

 

یا روایت عادت‌های شخصی، مثل نوشتن شعر در دفتری به‌نام «سفینه‌ی غزل» حتی در موقعیتی مثل انتقال با ماموران، که کتاب را از یک گزارش تاریخی خشک جدا می‌کند و به آن رنگ زندگی می‌دهد.
کتابی که انتشارات امیرکبیر آن را منتشر کرده آنچه می‌خواهد بگوید؛ نشان دادن مسیری تدریجی از «زیست طلبگی» به «کنش انقلابی». این مسیر نه با شعار، بلکه با خاطره، تجربه و جزئیات ساخته می‌شود. همچنین روایت زندان و شکنجه‌ها، به‌ویژه توصیف شلاق‌های ساواک، از بخش‌هایی است که تاثیر عاطفی شدیدی دارد و رنج را به‌صورت ملموس به خواننده منتقل می‌کند.
در ادامه، خواب‌ها و تجربه‌های معنوی هم وارد روایت می‌شوند؛ از جمله خوابی که قبل از انقلاب در آن امام (ره) به حضرت آقا سه مرتبه تاکیید می‌کنند که : «تو یوسف می‌شوی». این بخش‌ها، لایه‌ی دیگری به کتاب اضافه می‌کنند، لایه‌ای که فقط تاریخی نیست، بلکه معنوی هم هست.
حضور تصویرسازی‌های سیاه‌وسفید در متن، از امتیازهای ویژه‌ی کتاب است؛ در هر فصل یک یا دو طراحی مرتبط آمده که فضای روایت را از کلمات فراتر می‌برد و آن را به تجربه‌ای دیداری تبدیل می‌کند. 
«خون دلی که لعل شد» را می‌توان به علاقه‌مندان تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی، کسانی که می‌خواهند یک زندگی واقعی را از درون بشناسند، نه از روایت‌های بیرونی، مخاطبانی که به آثار مستند، خاطره‌نگاری و روایت‌های تحلیلی علاقه دارند پیشنهاد کرد.
از نظر من کتاب؛ نه یک زندگی‌نامه‌ی صرف است، نه یک متن صرفاً سیاسی؛ بلکه ترکیبی از تجربه‌ی شخصی، تاریخ و اندیشه. این کتاب قرار نیست فقط اطلاعات بدهد؛ بلکه تصویری می‌سازد از مسیری که با رنج آغاز می‌شود و به اثرگذاری می‌رسد. اگر به دنبال شناخت چنین مسیری هستید، «خون دلی که لعل شد» می‌تواند انتخابی جدی و قابل‌تأمل باشد.

سمانه گفت:
خدا قوت. مرور خیلی خوبی از کتاب نوشتید.
علیرضا وفایی گفت:
فقط شهادت بهشون میومد