مرور کتاب «بازتاب تفکر عثمانی در واقعه کربلا»

 

مروری بر کتاب «بازتاب تفکر عثمانی در واقعه کربلا» نوشته  محمدرضا هدایت‌پناه
اعاده حیثیت

 

محمد کوره‌پز:
اگر بی‌مقدمه به ما بگویند «شیعیان کوفه امام حسین(ع) را به کوفه دعوت کردند و بعد خودشان آن بزرگوار را به شهادت رساندند.» احتمالا خیلی روی جمله حساسیت به خرج نمی‌دهیم و می‌پذیریم. تاریخ تقریبا همین بوده دیگر. کوفیان دعوت کردند و بعد زیر قول و قرارشان زدند و مقابل امام(ع) ایستادند.
ولی حجه‌الاسلام محمدرضا هدایت‌پناه در کتاب ارزشمند خود ثابت می‌کنند که واقعیت قضیه بسیار متفاوت با این حرف‌ها است.
«بازتاب تفکر عثمانی در واقعه کربلا» با این نکته آغاز می‌شود که اساسا شیعه نامیدن قاتلین اباعبدالله الحسین(ع) شبهه‌ای است که از طرف ناصبی‌ها و پیروان تفکر سلفی و وهابیت تکرار شده تا از یک طرف شیعه و شعائرش (مشخصا عزاداری محرم) را محکوم کرده و از طرف دیگر یزید بن معاویه و عمالش از اتهام قتل نوه رسول خدا(ص) تبرئه شوند.
در فصل‌های مختلف کتاب با اسناد معتبر و مفصل نشان داده می‌شود که اولا کوفی بودن معادل شیعه بودن نیست و صاحبان تفکرات دیگر نیز در این شهر فعال بوده‌اند. ثانیا شیعیان کوفه یکدست نبوده و برخی شیعه اعتقادی و برخی شیعه سیاسی بوده‌اند. از سویی دعوت‌کنندگان امام حسین(ع) نیز همه از طایفه شیعه (مشخصا اصحاب سلیمان بن صرد) نبوده بلکه گروهی از اشراف کوفه و صاحبان دیدگاه‌های دیگر نیز در صف دعوت‌کنندگان امام(ع) بوده‌اند. و از همه مهمتر اینکه سپاهیان عمر سعد پیرو تفکر عثمانی بوده‌اند نه شیعی.
تفکر عثمانی بعد از کشته شدن خلیفه سوم (عثمان بن عفان) در سال 35 هجری بوجود آمد. این تفکر بر این اعتقاد سوار بوده که عثمان مظلوم کشته شده و امام علی(ع) از آنجایی که به وسیله شورشیان قاتل عثمان انتخاب شده و قاتلین را نیز قصاص نکرده، لذا در خون خلیفه شریک است. این دیدگاه با قدرت توسط بنی امیه تبلیغ می‌شد تا مستمسکی جهت حذف امیرالمومنین علی(ع) و خاندان نبوت و امامت از سپهر سیاسی جامعه آن دوران باشد. در واقع تقابل «حزب عثمانی» و «حزب علوی» مهمترین دوقطبی آن زمان در جامعه اسلامی بوده است. 
شواهد و مستندات متعدد نشان می‌دهد که تفکر غالب در سپاه عمر سعد در واقع همین تفکر عثمانی بوده که نویسنده در این کتاب که توسط پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده کوشیده بخش هایی از آن را به مخاظب عرضه کند.

به عنوان مثال در ذیل بحث گفتگوی زهیر بن قین (که قبلا طرفدار عثمان بود و بعد به اباعبدالله(ع) پیوست) با سپاه عمر سعد چنین می‌خوانیم:
«به نظر می‌رسد پیشقدم شدن کسی که سابقه سیاسی اون عثمانی بوده، بی‌دلیل نبوده و شاید از جهت تناسب حال با سپاه عمر سعد بوده است. چرا که وقتی زهیر نصیحت‌های بسیاری کرد آنان علاوه بر فحاشی به او، عبیدالله بن زیاد را تمجید و ستایش و دعا کردند ... وقتی زهیر به سخنان خود ادامه داد از امام(ع) به او پیام رسید که «فلعمری لئن کان مومن آل فرعون نصح لقومه» یعنی «به جانم قسم همان گونه که مومن آل فرعون قوم خویش را نصیحت کرد آنان را نصیحت کردی.» تشبیه زهیر به مومن آل فرعون با توجه به زمینه کاربرد آن می‌تواند حاکی از تفکر سیاسی و مذهبی سپاه عمر سعد باشد که زهیر اینک از آنها جدا شده و همانند مومن آل فرعون، قوم خویش را نصیحت می‌کند.»

 

نگاه نویسنده به ماجرا بسیار دقیق و موشکافانه است و بسیاری از اتفاقات مبهم تاریخ کربلا با نظریه‌ای که در کتاب ارائه شده، معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. با توجه به غنای محتوایی کتاب در این 270 صفحه به سختی می‌توان همه سرفصل‌های آن  (از معرفی چهره‌های سرشناس تفکر عثمانی تا فرضیات مختلف در واقعه کربلا و ...) را بیان کرد اما به طور کلی می‌توان گفت در این اثر، مسئله نفوذ دادن تفکر عثمانی در جامعه توسط اموی‌ها از زوایای متعدد مورد بررسی قرار گرفته و تاثیر آن در واقعه کربلا را اثبات نموده است. 
با مطالعه کتاب به خوبی درمی‌یابیم که جرم شیعیان کوفه در واقع نشستن در صف قاعدین و عدم یاری امام حسین(ع) در برابر امویان بوده است نه اینکه خودشان مستقیما دست به این جنایت زده و بعد بر آن عزاداری کرده باشند (چیزی که مورد ادعای شبهه‌افکنان وهابی است). قاتلین اصلی جریانی بوده‌اند که حتی بستن آب به روی سپاه امام علی(ع) در واقعه صفین و بستن آب بر روی امام حسین(ع) در کربلا را به تشنه کشته شدن عثمان مرتبط می‌کرده‌اند.
نثر کتاب شیوا و روان و نگاه حاکم بر آن نیز علمی و تحقیقی است و از این جهت برای استفاده محققین خصوصا علما و اهل منبر بسیار مناسب است. همچنین افرادی که به نحوی با شبهات وهابیت ارتباط دارند کتابی مفید و خواندنی است. اما این اثر مثل مقاتل عاشورا حالت داستانی و روایی ندارد و قیام سیدالشهدا(ع) را از اول تا آخر بازگو نمی‌کند، لذا برای کسانی که با جزئیات وقایع قیام کربلا آشنایی ندارند احتمالا مناسب نباشد.

مرادی گفت:
خیلی کتاب خوبیه
مهدی قاسم زاده گفت:
چه معرفی پر مغزی
سمانه گفت:
سلام
خیلی مرور خوبی بود.‌شروع و مقدمه عالی بود. این کتاب به یک شبهه بسیار با اهمیت پرداخته است. ممنون از معرفی این کتاب