مرور کتاب «خادم ارباب کیست؟»

 

مروری بر کتاب «خادم ارباب کیست؟» نوشته سید علی‌اصغر علوی
راه و رسم نوکری

 

رامین زارعی:
برای ما شیعیان عزت‌نفس یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌ها و خط قرمزی پررنگ محسوب می‌شود. برای همین جز جلوی اهل‌بیت عصمت و طهارت جلوی کسی سر خم نمی‌کنیم. خادمی و نوکری در درگاه و آستان اهل‌بیت همیشه باعث افتخار و سعادت بوده‌است. شیرینی این خدمت را هم هر کسی که حتی به اندازه پر کاهی افتخار خادمی نصیبش شده‌باشد، چشیده‌ است.
خادم بزرگان بودن آداب دارد و باید به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده باشیم که بتوانیم درگاه بزرگی را درک کنید و چه بسا روح خود را در آن صیقل داده و به سوی رشد و کمال حرکت کنیم. حالا برای اینکه بتوانیم این مسیر را برویم، بهتر است از کسانی که رفته‌اند بیاموزیم. داستان‌ها و روایت‌های زیادی می‌توانیم از این موضوع داشته‌باشیم؛ از فضه کنیز حضرت زهرا (س) گرفته تا قنبر غلام امام علی (ع) که آرزوی یک لحظه جای او بودن را داریم، تا بعدتر خواجه اباصلت از خادمان امام رضا (ع)، همه و همه الگو و کلاس درسی برای ما هستند. ولی برای کسانی که می‌خواهند از صفر شروع کنند، چه کسی بهتر از "جون"، غلامی که از فرش به عرش اعلا رسید و نام خود را در تاریخ جاودانه کرد.
در کتاب «خادم ارباب کیست؟» رسم و رسوم نوکری را در محضر یک خادم عالی‌مقام و الگوی به مقصد رسیده یعنی حضرت جون یاد می‌گیریم. کتاب قرار نیست زندگی‌نامه‌ی جون را برای ما روایت کند، بلکه چمشه‌هایی از زیست او را برای یادگیری به ما نشان می‌دهد. کتاب مخاطب را به‌شدت با خود همراه می‌کند. کتاب کم حجمی که متن آن بیان شیوا و مختصری دارد و نه‌تنها باعث خستگی نمی‌شود بلکه شما را ترغیب به خواندن همه‌ی کتاب در چند ساعت می‌کند.
به فکر واداشتن و تلنگر زدن از ویژگی‌های دیگر بیان نویسنده است که با کمک آیات، روایات و برخی ابیات عرفانی شما را به فکر فرو می‌برد و به خلوت با خود وامی‌دارد. خالق این کتاب «سید علی‌اصغر علوی» نویسنده‌ی با سواد و خوش ذوقی است که در مبحث عاشورا و اصحاب سیدالشهدا، مطالعات و پژوهش‌های عمیقی داشته‌است. کتاب‌های متعددی در این حوزه از او منتشر شده که مختصر و کاربردی بودن آن‌ها از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار اوست و به‌راحتی می‌توان به منبع و روایت‌های آن هم اعتماد کرد.

 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«خادم یعنی موقوفه امام شدن، خادم دربست امام شدن. ما حقوق‌مان را گرفته‌ایم، حالا وقت کار است؛ در مقام دوستی و عشق که اینگونه سخن نمی‌گویند: مزد، حقوق، دستمزد و .... . قصه، قصه‌ی تکلیف است.»

و یا در جایی دیگر که می‌خواهد درمورد کشف استعدادهایمان و سپس هنر استفاده کردن از آن برای رسیدن به مقام خادمی بگوید، اینچنین بیان می‌کند: 

«برای راه پیداکردن به قلب امام باید فکری کرد... . کشف استعدادها بهانه‌ای برای توسل بهتر، باید دنبال بهانه بود، یک بهانه غیرقابل انتظار، بهانه‌ای به رنگ پوست سیاه!»

 

این کتاب که در 96 صفحه توسط انتشارت سدید به چاپ رسیده‌است، به‌عنوان راهنمایی برای کسانی که به دنبال خادمی در محضر امام حسین (ع) و تطهیر روح خود از دنیاطلبی هستند، یک فرصت طلایی است. هر چند برای مخاطب توقع ایجاد می‌کند که از داستان زندگی حضرت جون بیشتر بداند ولی آن را برآورده نمی‌کند زیرا اصلا هدف کتاب این مسئله نبوده‌است. با این حال، خواندن آن به هر کسی که به دنبال راه و رسم خادمی است، به‌ویژه در عصری که بیش از پیش به آن نیاز داریم، توصیه می‌شود تا بتوانیم خود را از چرک و کثافات دنیای پر زرق و برق جدا کرده و به ساحل آرامش برسیم.

محمد گفت:
چه موضوع قشنگی. باید کار خوندنی ای باشه
سمانه گفت:
پاری دیگر گفتند، چرا ننوشتی بیمه حضرت قمر؟ بی گفتی کردم؛اما از همان روز ترسم از این بود که روزی هم‌چه واقعه ای شود و به قرصِ ماهِ شبِ چهارده، لکی بیافتد...حالا همه می فهمند که حضرتِ ارباب و حضرتِ قمر که هیچ، در بینِ هفتاد و دوتاشون، غلامِ سیاه‌شان هم قیدار را رو سیاه نمی کند جلوِ خلق....
قیدارِ رضا‌امیرخانی
محدثه خوشی گفت:
خدا قوت بسیار جامع و جذاب بود