مرور کتاب «ضیافت در حبس»

 

مروری بر کتاب «ضیافت در حبس» نوشته حامد حسینیان
حاج آقای زندان

 

مهدی مرشدی:
زندان نوجوانان، احتمالا بدترین تعبیر برای کانون اصلاح و تربیت است. بدون آن که بدانیم چرا و چه کسانی مهم‌ترین دوره زندگی خودشان را در آن فضا می‌گذرانند. شاید بهترین راه شناخت و درک ریشه‌های هر مسئله‌ای، مواجهه رو در رو و حضور در فضای مسئله باشد.
حجت‌الاسلام دکتر حامد حسینیان ماه رمضان سال ۱۴۰۱، کانون اصلاح و تربیت تهران را برای تبلیغ انتخاب کرد. کتاب ۱۶۳ صفحه‌ای «ضیافت در حبس»، خاطرات روزنوشت ایشان در این دوره تقریبا یک‌ماهه است.
آقای حسینیان روزهای اول ماه رمضان ۱۴۰۱ از طریق آشنایان پیگیر می‌شوند که با حضور ایشان در کانون موافقت شود و تلاش‌ها نیز به سرانجام موفقیت‌آمیزی می‌رسد. کار ایشان از روز چهارم ماه رمضان شروع می‌شود و طی این دوره بعد از آشنایی مختصر اولیه، کلاس‌هایی برای نوجوانان زندانی برگزار می‌کنند، اما نه فقط صرف برگزاری کلاس. ایشان تلاش می‌کنند رابطه خودشان با نوجوانان را بر اساس رفاقت بنا کنند. نه شبیه بعضی مسئولین کمیابی که صرفا برای گرفتن عکس به کانون مراجعه می‌کنند!
در بین مواجهات و روابطی که با نوجوانان برقرار می‌کنند، تلاش می‌کنند به بهانه‌هایی پای آن‌ها را به صفوف نماز جماعت و کلاس‌های قرآن باز کنند. ایشان از فرصت گعده‌های بعد نماز و کلاس قرآن، یا زمان‌هایی که تشنگی نوجوانان به بیان حکمت‌ها و تفاسیر قرآنی را حس می‌کنند استفاده کرده و در جهت بیدار کردن فطرت این به‌خطارفتگان می‌کوشند.
نویسنده از روز اول ماه رمضان و تلاش برای حضور در کانون اصلاح و تربیت تهران تعریف می‌کند و بعد از ترسیم فضای داخلی کانون، به مواجهات خودشان با نوجوانان می‌پردازند. در بین خاطرات که بیشتر آن‌ها بر اساس بیانات ایشان در حضور نوجوانان بوده، داستان‌های واقعی از آغاز و فرجام بزهکاری‌های نوجوانان، داستان‌هایی از سیره پیامبر و امامان، داستان‌های قرآنی، حکمت‌ها و حکایت‌های واقعی، مسائل شرعی، مهارت‌های زندگی و آداب عبادات و... نیز بیان می‌شوند.
فصل اول که غالب صفحات را شامل می‌شود به خاطرات روزانه آقای حسینیان می‌پردازد و مواجهات را نقل می‌کند. فصول بعدی که بسیار کوتاه‌ترند به ترتیب به ریشه‌شناسی مسائل و ارائه راهکارها می‌پردازند.
کتاب «ضیافت در حبس» که توسط انتشارت کتابستان معرفت به چاپ رسیده، قالب خاطره‌نگاری-پژوهشی دارد و قلم خوب و روان آقای حسینیان به درک چالش‌ها در موقعیت‌های مختلف کمک می‌کند. به فضاسازی ذهنی از کانون و شخصیت‌های افراد به اندازه‌ای که باید پرداخته شده و به خوبی از توضیح اضافه اجتناب شده.
ذکر بعضی روندهای تکراری مثل ساعت رسیدن به کانون و ساعت خروج از آن ممکن است کمی خسته‌کننده باشد که در قالب خاطره‌نگاری روزانه می‌تواند پذیرفته شده باشد. خیلی از مسائل اجتماعی و شرایط محیطی می‌تواند روی رفتار و شخصیت افراد اثرگذار باشد. در واقع بعد از خانواده، این شرایط محیطی پیرامون فرد است که شخصیت او را تشکیل می‌دهد و جهت‌دهی می‌کند. خود خانواده نیز بعضا متأثر از فضای زندگی است و البته که این رابطه دوسویه است.

 

بیشتر مواردی که آقای حسینیان با آن‌ها مواجهه داشته‌اند، جرقه بزهکاری از اطراف خود فرد بوده:

«خاطره‌خوانی که تمام شد، هنوز دو سه نفری از بچه‌ها مانده بودند. چند سوال شرعی داشتند. آن‌ها هم کم برایم نگذاشتند و به پاس مهربانی‌هایم، کنار سجاده، یک دوره مخدرشناسی، شیوه‌ها و اثرات مصرف برایم گذاشتند. از خرید عرق به طعم‌های مختلف، از قیمت عرق آلبالویی و عرق سگی تا طرز تهیه آسان آب‌جو و بهترین شیوه استعمال بنگ. کاری به شیطنت‌هایشان نداشتم، بیشتر می‌خواستم از ناخودآگاه گفتارشان متوجه شوم، نقطه آغاز کجاست؟ بیشترین آغاز، رفیق بود. یک همراه. خودشان هم همین را می‌گفتند: برای رهایی از اعتیاد، باید از توپ بازی، زمین بازی و یار بازی فاصله گرفت. بیشترین تأکیدشان روی همین یارِ بازی بود.»

 

البته بهترین راه شاید همین رفاقت باشد! اما با چه کسی؟ با کسی که هم شناخت و تسلط کافی به انسان داشته باشد و هم دلسوز باشد. خدا بهترین رفیق است. رفاقت با اولیای خدا و انسان‌هایی که در طول رفاقت با خدا قرار دارند نیز ما را به او نزدیک‌تر می‌کند. انسان‌های بزرگی که شیرینی رفاقت با خدا را درک کرده‌اند و رابطه با آن‌ها واسطهٔ فیض برای دیگران نیز می‌شود. همانطور که جدایی از حاج‌آقا برای خیلی از بچه‌ها مثل علیرضا سخت بود.
این کتاب مناسب همه افرادی است که دغدغه‌های تربیتی و شناخت ریشه‌های بزهکاری در نوجوانان را دارند. احتمالاً بعد از پایان کتاب به این فکر خواهیم افتاد، که برای خالی شدن و خالی ماندن اتاق شماره ۱ کانون اصلاح و تربیت، چه کار باید کرد؟

عینی گفت:
عجب کار خوبی کرده
علی غلامی گفت:
باید خواندنی باشه