
برترین مرورهای اولین دوره جشنواره مرورنویسی نقطه ریویو – شماره 5
مروری بر کتاب «روایت اول شخص از شخص اول» نوشته مهدی قزلی
آنچه در قاب تصویر دیده نمیشود
زهرا زعفرانی:
اگر بخواهی یک آدم را بشناسی، از کجا شروع میکنی؟ از حرفهایش، انتخابهایش، یا آدمهایی که پای حرفشان مینشیند؟ شاید گاهی بهترین راه شناختن یک نفر، ایستادن کمی دورتر و تماشای او در میان آدمها باشد. «روایت اول شخص از شخص اول» دقیقاً از همین نقطه شروع میکند؛ از حاشیهی دیدارها، برای رسیدن به تصویری از شخصی که معمولاً همه او را از قابهای رسمی میبینند.
قرار نیست اینجا زندگینامهی رهبر انقلاب را ورق بزنیم؛ قرار است چند قدم کنارش راه برویم. مهدی قزلی در این کتاب ۴۸ روایت از دیدارها و برنامههای آیتالله خامنهای را در فاصلهی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ کنار هم گذاشته است؛ از سفرهای استانی و دیدارهای مردمی گرفته تا جلسات فرهنگی و ادبی، دانشگاهی، نظامی، علمی و صنعتی. بخشی از این حاشیهنگاریها پیشتر منتشر شده و ۱۳ روایت برای نخستینبار در این کتاب آمده است.
قزلی خودش را جای یک راوی همهچیزدان ننشانده؛ بیشتر شبیه کسی است که گوشهای ایستاده، نگاه کرده و چیزهایی را ثبت کرده که شاید در گزارش رسمی یک دیدار جایی نداشته باشند. فضای سالن، آدمهای در رفتوآمد، محافظها، خبرنگارها، واکنش مردم، گفتوگوهای کوتاه، شوخیها و حتی استرس و هیجان خود نویسنده وارد روایت میشوند. به همین دلیل کتاب بیشتر از آنکه یک گزارش رسمی باشد، مجموعهای از حاشیهنگاریها و مشاهدههای میدانی است.
این انتخاب، مهمترین امتیاز کتاب است. قزلی بهجای اینکه مستقیم بگوید «شخص اول» چه ویژگیهایی دارد، او را در موقعیتهای مختلف قرار میدهد و اجازه میدهد تصویرش کمکم شکل بگیرد. یکبار میان شاعران و اهالی فرهنگ، بار دیگر کنار مهندسان و نیروهای نظامی و جایی دیگر در میان مردم یا خانوادههای شهدا. آدمهای حاضر در هر دیدار هم فقط سیاهیلشکر نیستند؛ هرکدام بخشی از قاب را میسازند و گاهی واکنش آنهاست که به دیدن شخصیت اصلی کمک میکند.
نثر کتاب هم در خدمت همین ایده است؛ ساده، روان و بیتکلف. قزلی نمیخواهد با نثر پرزرق و برق، خودش را به رخ بکشد. حتی وقتی از موقعیتهای مهم حرف میزند، زبانش عموماً همان زبان یک مشاهدهگر باقی میماند. لحن شخصی و صریح او هم باعث شده کتاب از یک گزارش خشک فاصله بگیرد. «منِ راوی» در متن حضور دارد؛ گاهی هیجانزده است، گاهی مضطرب، گاهی شوخی میکند و گاهی فقط نگاه میکند. همین حضور است که فاصلهی خواننده با صحنه را کمتر میکند.
فضاسازی هم یکی از نقاط قوت کتاب است. شاید جذابترین لحظهها همیشه آن بخشهایی نباشند که سخنرانی یا اتفاق مهمی در حال رخ دادن است؛ گاهی یک جزئیات کوچک، یک واکنش یا یک اتفاق حاشیهای بیشتر در ذهن میماند. این نگاه جزئینگر کمک میکند دیدارها فقط در حد «فلانی با فلانی دیدار کرد» باقی نمانند و کمی از فضای واقعی آن لحظه را با خودشان داشته باشند.
اما همینجا اولین ضعف کتاب هم خودش را نشان میدهد. «روایت اول شخص از شخص اول» داستانی با یک پیرنگ واحد نیست؛ مجموعهای از روایتهای مستقل است. بنابراین نباید انتظار انسجام و کششی شبیه رمان از آن داشت. با این حال، تعداد زیاد روایتها گاهی باعث پراکندگی میشود. بعضی روایتها تازه و به یاد ماندنیاند و بعضی دیگر، مخصوصاً وقتی موقعیتها به هم شبیه میشوند، حس تکرار ایجاد میکنند. یک مرور مستقل هم دقیقاً به همین مسئله اشاره کرده و معتقد است بعضی روایتهای مربوط به دیدار شاعران و نمایشگاه کتاب تکراری شدهاند و تدوین کوتاهتر میتوانست کتاب را جذابتر کند.
در نتیجه ریتم کتاب هم یکدست نیست. بعضی روایتها آنقدر جزئیات و اتفاق دارند که بهسرعت پیش میروند و بعضی دیگر کشش کمتری دارند. گاهی احساس میشود کتاب میتوانست کمی سختگیرانهتر انتخاب کند و از میان این همه دیدار، آنهایی را نگه دارد که چیزی تازه به تصویر کلی اضافه میکنند. این مسئله نه ایدهی کتاب را زیر سؤال میبرد و نه ارزش روایتهای خوبش را کم میکند؛ فقط باعث میشود کتاب همیشه به اندازهی موضوع جذابش، پرکشش نباشد.
از طرف دیگر، تنوع موضوعی کتاب قابل توجه است. فرهنگ و شعر و کتاب در کنار علم و صنعت و دانشگاه و مسائل نظامی و اجتماعی قرار میگیرند و همین تنوع اجازه میدهد شخصیت اصلی را در موقعیتهای مختلف ببینیم. شاید یکی از چیزهایی که بعد از خواندن کتاب بیشتر به چشم میآید، همین گستردگی دغدغههاست؛ اینکه یک دیدار میتواند درباره شعر باشد و دیدار بعدی درباره یک قطعه صنعتی یا یک دستاورد علمی. همین کنار هم قرار گرفتن موقعیتهاست که بهتدریج تصویری بزرگتر میسازد.
«روایت اول شخص از شخص اول» را میشود در محدودهی ادبیات پایداری و ادبیات مذهبی و مستند قرار داد؛ کتابی که به جای تحلیل مستقیم یک شخصیت سیاسی، او را از خلال مشاهده و تجربهی یک راوی دنبال میکند. این کتاب را انتشارات انقلاب اسلامی در سال ۱۴۰۳ منتشر کرده و چاپ معرفیشدهی آن ۴۴۸ صفحه است. قزلی هم پیش از این در روایتنویسی و مستندنگاری تجربه داشته و آثاری مانند «پنجرههای تشنه»، «زندگی اینجاست»، «روزی روزگاری جنگی» و «شریان مکران» در کارنامهاش دیده میشود.
برای من، جذابیت اصلی کتاب در همین زاویهی دید است: اینکه شخصیت اصلی را نه در یک معرفی مستقیم، بلکه میان آدمها و موقعیتها ببینیم. کتاب گاهی بیشتر از آنکه چیزی را توضیح بدهد، چیزی را نشان میدهد؛ و همین نشاندادن، فرصت قضاوت و برداشت را به خواننده میدهد. در بهترین روایتها، حس میکنی به جای خواندن دربارهی یک دیدار، خودت گوشهای از آن ایستادهای و داری اتفاقات را تماشا میکنی. در مقابل، هرجا روایت از این جزئیات فاصله میگیرد و به گزارش نزدیک میشود، جذابیتش هم کمتر میشود.
در نهایت، «روایت اول شخص از شخص اول» کتابی است با ایدهای جذاب، نثری روان، لحن شخصی و فضاسازی قابل توجه؛ اما تکرار بعضی موقعیتها، پراکندگی و افت ریتم در بخشهایی از کتاب مانع میشود که این مجموعه به اثری کاملاً یکدست تبدیل شود. با این حال، کتاب در لحظههای خوبش موفق میشود کاری کند که «شخص اول» را نه فقط از پشت تریبون، بلکه از میان آدمها، رفتارها و لحظههای کوچک ببینیم.
اگر به روایتهای مستند، حاشیهنگاری و شناختن آدمها از خلال رفتار و گفتوگو علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب خوبی باشد؛ بهخصوص اگر دوست دارید چهرهی یک شخصیت سیاسی را از فاصلهای نزدیکتر و از زاویهای متفاوت ببینید. فقط بهتر است با انتظار خواندن یک داستان یکپارچه سراغش نروید. اینجا قرار نیست یک قصهی واحد شما را با خودش ببرد؛ قرار است ۴۸ قاب را کنار هم بگذارید و از میان آنها، تصویری از «شخص اول» بسازید.

