
برترین مرورهای اولین دوره جشنواره مرورنویسی نقطه ریویو – شماره 4
مروری بر کتاب «ایستگاه خیابان روزولت» نوشته محمد محبوبی
نجوایِ تاریخ در خیابانِ روزولت
زهرا جهانپیما:
ساعت ۱۱ صبحِ ۱۳ آبان ۱۳۵۸، دنیای سیاست در تهران ناگهان رنگ عوض کرد. نه با کودتا، نه با توپ و تانک، بلکه با ارادهی جمعی دانشجویانی که از دیوارهای سفارت آمریکا بالا رفتند. دیوارهای سفارت آمریکا نه فقط مرز جغرافیایی، که مرزِ میان دو دنیای متفاوت بود؛ مرزی که وقتی فرو ریخت، تاریخ معاصر ایران را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد. اما آیا میدانیم در آن روزهای پرالتهاب، در آن اتاقهای در بسته و در میانِ مشاورههای نفسگیر، واقعاً چه گذشت؟ «ایستگاه خیابان روزولت» نه یک روایتِ شعاری، بلکه یک گزارشِ دقیقِ اتاق به اتاق از یکی از بزرگترین گرههای تاریخ معاصر ایران است.
ماجرای تسخیر سفارت، بهاندازهای در لایههای سیاسی و اجتماعی ما رسوب کرده که گویی بخشی از خاطرات جمعی همهی ماست. اما محمد محبوبی در «ایستگاه خیابان روزولت» این خاطرهی جمعی را از نو بازخوانی میکند. این اثر که توسط «مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی» در ۵۹۴ صفحه به چاپ رسیده، از نگاه از بالا و کلیشههایی که دهههاست تکرار میشوند، فاصله میگیرد و دست روی مستندات میگذارد. محبوبی در این اثر، نقش یک ناظرِ منصف را بر عهده گرفته که نمیخواهد هیچ صدایی در هیاهوی شعارها گم شود. او روایتِ دانشجویان، واکنشهای متکثرِ جریانهای سیاسی و از همه مهمتر، دیدگاههای امام خمینی (ره) و بزرگان آن روزگار را چنان در کنار هم چیده که خواننده در میان انبوهی از اسناد و روایتها، خودش فرصتِ قضاوت و درک پیچیدگیهای آن سالها را پیدا میکند.
قوتِ اثرِ محبوبی در آن است که از غلتیدن در دامِ «سیاهوسفیدنمایی» پرهیز میکند. نویسنده به جای آنکه وقایع را به شکلی خطی و خشک گزارش کند، آنها را در بسترِ واقعیتهای زمینی و ملموس روایت کرده است. کتاب با تکیه بر اسناد متقن، به خواننده اجازه میدهد جزئیاتِ تصمیمگیریها و اصطکاکِ دیدگاهها را درک کند؛ گویی شما در اتاقِ فکرِ دانشجویان نشستهاید یا در حال شنیدنِ نجواهای بزرگانِ انقلاب در آن روزهای پرمخاطرهاید. البته برای خوانندهای که بهدنبال یک داستانِ سریع و بیحاشیه است، شاید غرق شدن در انبوه جزئیات و ارجاعاتِ دقیقِ اسناد، در بخشهایی از کتاب کمی کندی روایت را به همراه داشته باشد، اما همین نکته، دقیقاً همان چیزی است که به کتاب اصالت میدهد. محبوبی تلاش کرده تا آنقدر دقیق باشد که خواننده در اقیانوسی از روایتهای متضاد رها نشود، بلکه خود به عمقِ ماجرا سفر کند.
خواندنِ این کتاب، نه یک مطالعهی تاریخی ساده، که نوعی «مواجهه» است. «ایستگاه خیابان روزولت» پردههای غبارآلودِ ذهن را کنار زده و نشان میدهد که قهرمانان و تصمیمسازانِ آن دوران، نه مجسمههایی سنگی و بینقص، بلکه انسانهایی بودند با تمامِ تردیدها، بیمها، امیدها و محاسباتِ انسانیشان. این کتاب آموخت که حقیقتِ تاریخ، پشتِ همان دیوارهایِ آجریِ خیابان روزولت، در میانِ همین گفتگوهای دشوار و تصمیماتِ شجاعانه پنهان بوده است. بعد از اتمامِ این کتاب، نگاهِ خواننده به ۱۳ آبان، نگاهی از سرِ آگاهیِ بیشتر است؛ درکی که در آن، شکوهِ یک ایستادگی، با عمقِ رنجها و ملاحظاتِ آن روزها پیوند خورده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «در کنار اقبال طبقات مختلف جامعه و پشتیبانی تقریبا تمام گروههای سیاسی شناخته شده از تصرف سفارت آمریکا، امام خمینی (ره) هم در سخنرانی روز ۱۴ آبان، حمایت خودشان را بروز دادند: در نظرم است در روایتی است که رسول خدا (ص) که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و این که مشکل شد کار بر ما. در این انقلاب، شیطان بزرگ که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع میکند و چه بچهشیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است. در همین سخنرانی است که امام خمینی برای بار نخست، دولت ایالات متحده آمریکا را شیطان بزرگ نامیدند.»
«ایستگاه خیابان روزولت» صرفاً یک گزارشِ مستند نیست؛ نقشه راهی است برای عبور از قضاوتهایِ سطحی و رسیدن به لایههایِ عمیقِ معنا. اگر مشتاقید بدانید آن «ایستگاه» چگونه تاریخِ ما را به مسیرِ تازهای انداخت و اگر به دنبالِ روایتی هستید که عقلانیت و شورِ انقلابی را در کنار هم نشان دهد، این کتاب همان مقصدی است که باید به سراغش بروید. خواندنِ این کتاب، تمرینی است برایِ درکِ بهترِ ایران؛ ایرانی که در میانِ همین ایستگاهها و خیابانها، قد کشیده است.

