
برترین مرورهای اولین دوره جشنواره مرورنویسی نقطه ریویو – شماره 2
مروری بر کتاب «مثل نهنگ نفس تازه میکنم» نوشته معصومه امیرزاده
بهشت زیر پای من نیست
فاطمه سادات رضوی علوی:
از نگرانیها برای احتمال جنگ و چرخهی ناامنی دائمی عبور کرده بودم و رسیده بودم به نگرانی برای تامین هزینههای پوشک و پوشاک و حتی هزینهی مدرسهی غیرانتفاعی برای هفت سالگیاش. با هر «درست میشود» که میشنیدم میرفتم سراغ نگرانی بعدی. یکهو همه بهانهها و مقدمهها را کنار زدم و آن چیزی که دغدغه اصلیام بود و زیر آواری از چیزهای دیگر پنهانش کرده بودم را بیرون کشیدم. گفتم: من با این همه دغدغه و مشغله میترسم از همه چیز عقب بمونم. راستش من نگران بچه و خرج و مخارجش نیستم، من نگران خودم هستم. انگار خودش هم منتظر همین حرفها بود و البته میدانست این دغدغهها را دیگر با یک «درست میشود» ساده نمیتواند حل کند. هیچ حرفی نزد حتی همان درست میشود هم نگفت. فقط گفت حتما کتاب «مثل نهنگ نفس تازه میکنم» را بخوان.
اولش زورم میآمد بعد از این همه فاصلهای که از کتاب خواندن پیدا کرده بودم، بعد از این همه دغدغه برای عقب ماندن از آرزوها و پیشرفتهایم بنشینم پای یک رمان هشتصد صفحهای. ولی از آن جایی که طرفم پیگیر بود میدانستم اگر لای کتاب را باز نکنم یکی دیگر از گوشهایم برای درد دل را از دست میدهم.
کتاب را شروع کردم. با این نگاه کتاب را شروع کردم که بعد از پنجاه صفحه میگویم: باهاش ارتباط نگرفتم و تمام! اما با مستوره امیرخانی نمیشد ارتباط نگرفت. مستوره امیرخانی، زنی شاغل و فعال اجتماعی است که با ازدواج از بندرعباس به تهران آمده و در اوج مشغلههای شغلی و همزمان با کنکور دکتری ناخواسته باردار میشود و بین خواستههای اجتماعی و زندگی مشترکش درگیر است.
ماجرای رمان «مثل نهنگ نفس تازه میکنم» با چالشهای مادری برای یک زن فعال اجتماعی آغاز میشود و همه ابعاد زنانه این مسئله اعم از روابط بین او و همسرش امیریل و خانواده همسرش و حتی خانواده خودش را بیان میکند. نگاه و درک جامعه به مادری را به چالش میکشد.
رمان مثل نهنگ نفس تازه میکنم یک رمان زنانه است و نثر بسیار روانی دارد. نویسنده این رمان، خانم معصومه امیرزاده است و طبیعتا فقط رمانی که توسط یک زن نوشته شده میتواند انقدر دقیق به جزئیات و روحیات زنانه توجه کند. شاید در نگاه اول موضوع ابتدایی کتاب تکراری باشد اما کشش ماجرا و پرداخت درست و دقیق به اینگونه مسائل کمتر بیان شده.
یکی از تفاوتهای آن با سایر رمانهای این حوزه در پرداخت به جزئیات است. نه فقط جزئیاتی در صحنه و موقعیت و شخصیت، بلکه جزئیاتی از جنس افکار و روحیات و حتی اختلالات هورمونی. جزئیاتی که رد هرکدام را در خیلی از زندگیهای مشترک میتوان دید. از حساسیتهای زنانه در دوران بارداری تا موشکافی تفاوت دیالوگهای همسر در یک موقعیت مشابه، از مسائل فردی یا اجتماعی اشتغال توام با مادری تا مشکلات مهاجرت و مادری دور از خانواده خود، تفاوت فرهنگ خانوادهها در دو خطهی کشور، کمرنگ شدن ردپای عشق آتشین بعد از چند سال و روزمرگی همه آن چیزی است که در این رمان به آن پرداخته شده.
این کتاب قرار نیست بگوید بهشت زیر پای مادران است و هر زنی باید در هر شرایطی از خدایش باشد که مادر شود، قرار نیست بهم ریختگی هورمونی و سختی بارداری و بیخوابیهای حین بارداری و بعدش را سانسور کند، قرار نیست بگوید مادری شیرینترین اتفاقی است که میتواند برای یک زن بیفتد، قرار نیست بگوید مادری خوب است که همزمان کارمند و دارای فرزند و درحال تحصیل باشد و همیشه لبخند بزند، قرار نیست بگوید که بعد از آمدن بچه عشق زن و مرد دوباره فوران میکند بلکه از واقعیتها میگوید و این واقعیتها را درون شخصیتها و در دل قصه حل میکند اما نسخه نمیپیچد. از این رو رمان مثل نهنگ نفس تازه میکنم رمان روراست و رو به جلویی است. همین ظرافتها در پرداخت آن را از محتواهای شعارزده تشویق به فرزندآوری متمایز میکند و در ذهن مخاطب اثرگذار است.
«مثل نهنگ نفس تازه میکنم» قرار است یک زن ایرانی شاغل و دغدغه مند را با خودش، چالشهایش، علایقش، آیندهاش و نقشهای جدیدش روبرو کند. اگرچه این رمان، رمانی زنانه است اما فقط مخصوص زنان نیست بلکه مردان هم باید این کتاب را بخوانند. این رمان اگر به دور از قضاوت های جنسیتی خوانده شود به سراغ مسائلی میرود که حتی میتواند برای زوج درمانی هم مناسب باشد. خواندن این رمان برای مردان متاهل و بیشتر مردانی که قصد بچهدار شدن دارند بسیار مناسب است. به دلیل پرداخت دقیق به روحیات زنانه علی الخصوص در دوران بارداری و بعد از آن میتواند افق دید تازهای به مردانی بدهد که علاقه دارند در این دوران سخت کمک حال همسرشان باشند اما مدام این جمله را میشنوند که تو مرا درک نمیکنی! این کتاب را انتشارات کتابستان به چاپ رسانده و با استقبال بسیار خوبی مواجه بوده طوری که تا امروز به چاپ نهم رسیده.
اگر قصد بچهدار شدن دارید اما دغدغههای شما از جنس دغدغه برای خودتان است، اگر زنی فعال هستید که بچهدار شدن را مانعی برای پیشرفت میدانید اما ته دلتان بچه میخواهد، اگر با زنی فعال ازدواج کردهاید و نگرانیهایش درباره بچه و آینده خودش را نمیفهمید، اگر زن هستید، اگر مرد هستید، این رمان را بخوانید. بعد از خواندن این رمان نگاه تازهتری به مسائل زندگی مشترک و زنان به مثابه همسر و مادر پیدا میکنید.

