مرور کتاب «هفت جن»

 

مروری بر کتاب «هفت جن» نوشته امید کوره‌چی
فانتزی با طعم علوم غریبه

 

محمد کوره‌پز:
غربی‌ها در کتاب‌ها و فیلم‌های‌شان زیاد از جن و روح و فرشته و جادو و ... برای ما گفته‌اند. آنقدر که گاهی فراموش می‌کنیم نسخه کامل و تحریف نشده بسیاری از این مفاهیم پیش خود ماست. در واقع کم‌کاری از ما بوده که نتوانسته‌ایم از داشته‌ها و کدهای فاخر دینی و معرفتی خودمان، درست و به موقع استفاده کنیم. از این منظر کتاب «هفت جن» امید کوره‌چی را می‌توان تلاشی در خور تحسین در این زمینه دانست.
قهرمان داستان –که البته نامش در کتاب برده نمی‌شود- مرد جوانی مسلط به علوم غریبه است که توانایی رویت اجنه و ملائک را دارد. او با اینکه فردی متشرع و دین‌دار است اما تصمیم می‌گیرد برای آموختن بیشتر درباره این علوم، به خدمت یک درویش مرتاض با دلی ناپاک و سیاه دربیاید. تا اینکه روزی درویش به او کاری محول می‌کند که تردید قهرمان ما در انجام خواسته درویش، ماجراهایی عجیب و پر رمز و راز را برای او رقم می‌زند. ماجراهایی که درگیری با اجنه کافر و نیروهای شیطانی محور مرکزی آن است. داستانی درباره انسان‌ها، ملائک، اجنه و پریان!
مثلا در جایی که مرد جوان به همراه زنی به نام میرانا می‌خواهد یک جن را برای فهم یک طلسم دشوار احضار کند چنین می‌خوانیم:

«اگر جنیس راز کمک‌خواهی پری را می‌فهمید ممکن بود هزار جور کلک سوار کند تا دخل پری را بیاورد. بس که نفرت دارند این اجنه از پریان. تازه تمام اینها به کنار. جنیس یک جن تسخیرشده نیست که هر دستوری به او بدهم عمل کند. از سوالم خوشش نیاید می‌رود رد کارش. به میرانا گفتم: طلسم هفت‌پیکر رو بکش رو دستت و ذکر تقبیض رو بگو! میرانا نشست کنار فواره و طلسم را روی دستش کشید و زیر لب ذکر تقبیض را تکرار کرد و دستش را محکم مشت کرد. دوباره گفتم: هرچی شد مشتتو باز نکن، این جنی که می‌آد یه زمانی دوست بوده اما حالا نمی‌دونم.
نام جنیس را کف دستم نوشتم و بعد یک قطره روغن چکاندم روی آن و با انگشت شروع کردم به مالیدن تا خط اکسیر صغیر شکل گرفت... دستم که از حرارت شمع کمی سوخت سر و کله جنیس پیدا شد... ناخن‌های دراز و بلندش را به هم کشید و مشکوکانه به میرانا نگاه کرد.»

 

سوژه «7 جن» بسیار بکر و ناب است و تازه وقتی نویسنده در سیر داستان جلو می‌رود می‌فهمیم که چقدر ظرفیت‌های دراماتیک و گره‌های قابل طرح در آن وجود دارد. تسلط نویسنده به مبحث علوم غریبه (البته از حیث نظری) در پاورقی‌ها که به تنهایی 24 صفحه از این کتاب 320 صفحه‌ای را تشکیل می‌دهد، کاملا منعکس است و همین نکته باعث شده این اثر علاوه بر دارا بودن پیچ و خم‌های جذاب داستانی، در غنای محتوایی هم یک کار موفق باشد. البته ادبیات فانتزی بیشتر کارکرد سرگرم‌کنندگی دارد اما هفت جن به خاطر همین تسلط نویسنده، کتابی آموزنده نیز هست و خواننده را به فکر فرو می‌برد که چقدر عوالم و مخلوقات ناشناخته در پیرامون ما وجود دارد که از وجودشان بی خبریم و اینکه آیا ممکن است برخی ماجراهای این داستان تخیلی، در عالم واقع هم رخ بدهند؟
طرح‌های بدیع و طلسم‌گونه جلد کتاب که نشر کتابستان آن را به چاپ رسانده نیز از همان ابتدا خواننده را به دنیای ناشناخته علوم غریبه می‌برد و این تکنیک تقریبا در تمام اجزای کتاب تکرار شده است. 
البته کم‌تجربگی امید کوره‌چی در تنظیم بخش‌هایی از خط داستانی را هم نمی‌توان ندیده گرفت؛ خصوصا جاهایی که اطلاعات ریز و زاید در مورد جزئیات آماده‌سازی طلسمات یا باطل کردن آنها به مخاطب عرضه می‌شود. این نکته زمانی بیشتر جلوه می‌کند که بدانیم بیشتر این جزئیات زاییده تخیل نویسنده است (چرا که او قصد آموزش این علوم به مخاطب را ندارد) و حضور این اطلاعات در داستان صرفا باید برای ایجاد جذابیت و پیش بردن مراحل قصه باشد.
با توجه به پیچیده بودن برخی موضوعات در کتاب (مثلا ایده وجود سه گانه «روح و جسم و نفس» به جای «روح و جسم» که نظریه بحث‌برانگیزی هم به شمار می‌رود) به نظر می‌رسد کتاب علیرغم سرگرم‌کننده بودن مناسب سنین پایین نیست. اما کسانی که اطلاعات زمینه‌ای در مورد موضوعاتی مانند اجنه، ملائک، طلسمات و... دارند می‌توانند از خواندن این کتاب به عنوان یکی از اولین تجربیات در فانتزی ممزوج با علوم غریبه لذت ببرند. شاید گفتن این نکته هم لازم باشد که هرچند موضوع کتاب به جن و طلسم و جادو ... مربوط است اما بر خلاف تصور یک داستان ترسناک به شمار نمی‌آید.
مطلب مهم دیگر اینکه داستان کتاب، دنباله‌دار است و ادامه آن در قالب 6 کتاب دیگر منتشر شده است (به نام‌های «لوثیا»، «صخور»، «هبذول»، «کاثیا»، «عالین»، «نیاسو»). امیدواریم نویسنده ضعف‌های کتاب را در آثار بعدی برطرف کرده باشد.

samaneh گفت:
بنظر کتاب جالبی باشد. مرورتان عاای بود. خدا قوت