سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد (جلد اول) نوشته نادر ابراهیمی
شگرف
فاطمه آرامی:
آیا بدون دخالت خارجی و نظامی انقلاب ممکن است؟! برپایی حکومت اسلامی قبل از ظهور چطور؟! در روزهایی نه چندان دور پاسخ به هر دو سوال در باور بسیاری از مردم «نه» بود. ظلم و ظالم وجود داشت. اما ارادهای برای مقابله با آن نبود یا اگر هم بود ناچیز بود. تا اینکه به تعبیر نادر ابراهیمی، مردی از فراسوی باور ما آمد.
روحانیت همواره در بین شیعیان از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است. امام خمینی با ایمان راسخ خود به خدا در راه یک انقلاب کامل قدم برداشت. لذا مردم نیز که تشنه چنین شخصی بودند دنباله این حرکت را گرفتند و انقلابی معجزهوار در ایران رخ داد.
نادر ابراهیمی که به جز نویسنده بودن در واقع متفکری چیره دست است، مجذوب شخصیت بزرگ امام خمینی بوده است. این کتاب حاصل ارادت قلبی نویسنده به شخصیت شگرف امام خمینی است. نکتهای که از لا به لای سطور کتاب بیرون میزند.
«سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد» به زندگی و تفکرات سیدروحالله موسوی خمینی پرداخته است. این کتاب یک مجموعه سه جلدی است که جلد سوم البته هیچگاه منتشر نشد. مرور حاضر با نگاه به جلد نخست با عنوان "رجعت به ریشهها" نگاشته شده است.
«سه دیدار» یک زندگینامه داستانی و در عین حال نه داستانی بودن آن ذرهای از حقیقت کاسته است و نه زندگینامه بودن آن، نوشتار را به حالتی گزارشگونه و یکواختی نزدیک کرده است. روایت این کتاب به سه بخش اصلی تقسیم میشود که نادر ابراهیمی هر کدام را به دیداری خاص تعبیر میکند. هر دیدار نوشتار و پرداخت مخصوص به خودش را دارد.
در دیدار نخست به نگارش تفکرات امام خمینی در سفری عرفانی با چند شخص پرداخته شده است؛ دیدار دوم داستان زندگی امام خمینی و اجدادشان را روایت میکند؛ دیدار سوم که به دوران طلبگی روح الله جوان اختصاص یافته است، تا حدی داستان زندگی را روایت میکند و به حالات و درونیات امام خمینی توجه کرده است.
فضای روایی کتاب در عین حماسی بودن، عرفانی نیز هست. در کتاب سه دیدار که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است، مانند اغلب آثار نادر ابراهیمی با قلمی شاعرانه رو به رو هستیم. عبارات پرقدرتی که نشان از عمق تفکر و توانمندی نویسنده دارند. پسندیدن یا نپسندیدن این شیوه نگارش به ذائقه مخاطب برمیگردد که آیا بیشتر به دنبال قصه است یا قصه آمیخته به عبارات فصیح را ترجیح میدهد. توصیفهای کتاب جان دارند. مثلا اگر در جایی دره گل زرد را برای خواننده ترسیم میکند، خواننده با اندکی تلاش میتواند بوی گل را استشمام کند.
در بخشی از این کتاب ۲۴۸ صفحهای میخوانیم:
«سکوت رنگ خاکستری تیره رنگ داشت. مدّرس، عاقبت آن را مانند پردهیی ضخیم پاره کرد. به شما میگویم حاجآقا روحالله! میگویم چون عین پسر من هستید و از سلالهی شهیدان برپا. راه به جایی نمیبریم، سیّدِ جوان! راه به جایی نمیبریم. در مقابل سپاه بد مسلّحِ مهاجم، تاب ایستادن بیش از این را نداریم. رضاخان، با هر قد و قواره که باشد، این بازی را به سود اجانب برده است.
آقای مدرّس! این سخن را از پسرتان بشنوید و به خاطر بسپارید: شاهان، خودشان میآیند؛ اما مردم آنها را میبرند، و همیشه چنین بوده است...»
سه دیدار برای من لذت آشنایی با امام خمینی و اجدادشان را به همراه داشت. از بین جملههای کتاب، عمق تفکر امام خمینی را دیدم. از تصویرسازی و روایتهای نویسنده به وجد آمدم و نگاه نویسنده به امام خمینی برایم تحسین برانگیز بود.
اگر به مطالعه زندگینامه شخصیتها، تاریخ معاصر، خواندن متنهای ادیبانه و تفکر عمیق نسبت به آنچه خواندهاید علاقهمندید، مطالعه این کتاب را به شما توصیه میکنم.


