مرور کتاب «نی‌مِه در شرجی»

 

مروری بر کتاب «نی‌مِه در شرجی»
تکثیر رئیسعلی


مهدی مرشدی:
کسی نمی‌داند غیرت ملی ایرانیان چه زمانی شروع شد و از کجا؟ شاید اصلا از اول بوده. گویا این خود غیرت بوده که اینجا را انتخاب کرده و ریشه دوانده. میوه‌های این غیرت ملی را می‌توانیم پیدا کنیم. سرنخ‌هایی از جنس حماسه که ما را تا اصالت ماجرا می‌برند. به وسیله این میوه‌ها به ریشه‌هایی می‌رسیم که در حاشیه مرزها و پای کوه‌ها و ساحل دریاها استوارند و زمانی هم به دور خشاب تفنگداران رئیسعلی محکم پیچیده بودند.
آقای حسینی‌مقدم به عنوان اولین کتاب خود، «نِی‌مِه در شرجی» را با یکی از این حماسه‌ها آمیخته. داستان ۱۶۰ صفحه‌ای که به ماجرای تهاجم انگلیسی‌ها و مقاومت مردم بوشهر به رهبری شهید رئیسعلی دلواری می‌پردازد. 
یحیا پسر میرزاطاهر در کنسولگری انگلیسی‌ها کار می‌کند. او متوجه تلگرافی خاص از انگلستان می‌شود. تلگرافی علیه رئیسعلی و دلوار. علیه بوشهر. قرار بر حمله و تصرف دلوار است. یحیی می‌توانست با رساندن این خبر همه چیز را برملا کند، اما همیشه یک خیانت می‌تواند مسائل را پیچیده‌تر کند و...
کتاب توسط نشر معارف به چاپ رسیده و فصل‌های اولیه داستان همچون سکانس‌های یک فیلم هستند که به اتفاقات و تکه‌هایی از ماجرا و بعضاً بدون توالی زمانی می‌پردازند. شخصیت‌پردازی به خوبی انجام شده و نویسنده مفاهیمی همچون غیرت، خیانت، طمع و حسادت را در رفتار و گفتار شخصیت‌ها نهادینه کرده. از طرفی استفاده از لهجه بومی در مکالمات به باورپذیر بودن، و درک بهتر از فضا کمک می‌کند. شخصیت‌های تعریف‌شده به سادگی رها نمی‌شوند و هر کدام نقش مشخصی را بر عهده دارند.
در خلال روایت و در برخی از قسمت‌ها به نظر می‌رسد جای پرداخت و بسط بیشتری وجود داشته اما نویسنده از آن‌ها عبور می‌کند و بیشتر توجهات را معطوف ماجرای اصلی می‌کند. ماجرایی که در آن انگلستان می‌دانست رهبر نظامی جریان دلوار، رئیسعلی است. شاید حاکمیت متجاوز انگلستان فکر می‌کرد که اگر رئیسعلی را از مردم بوشهر بگیرد، پشت آن‌ها خالی خواهد شد و زمین خواهند خورد. اما عکس قضیه ثابت شد. امثال یحیای جوان و زائرموسای ریش‌سفید این بار به جای رئیسعلی، از مکتب شهید رئیسعلی پیروی می‌کردند.
حفظ اتحاد، اعتقاد و استقامت ویژگی‌هایی هستند که در منش و رفتار شخصیت‌های داستان مشهودند و علت پایدار ماندن بوشهر بعد از رئیسعلی را نیز می‌توان در همین ویژگی‌های مجاهدان جنوبی پیدا کرد. اتحادی که از پس کنار گذاشتن اختلافات برمی‌آید. همانطور که زائرموسی، یکی از بزرگان دلوار می‌گوید:

 

«کم‌کم دل اونایی که با جنگ مخالف بیدن هم نرم شد. دلشون رضا به انتقام داد. آیت‌الله هم توصیه کرده بود که دودستگی نداشته باشین. تفرقه رو دوست نداشت. هر چند که دل مو به این حمله راضی نیس؛ اما وقتی قرار به حرکت واویده، نفوس بد زدن دیگه معنا نداره. باید دست به دست هم بدیم و کار رو جلو ببریم»

 

ویژگی‌هایی که شاید نیاز این روزهای جامعه ما نیز باشد. اتفاقا از این جهت کتاب مناسب امروز ماست. مخصوصا نوجوانان و جوانانی که متاثر از شهادت رهبر شهید انقلاب هستند. فضای ذهنی مردم بوشهر و به خصوص نوجوانان و جوانان داستان نیز بعد از شهادت رئیسعلی که حکم فرمانده‌شان را داشت خیلی شبیه به فضای حسی ما در سال ۱۴۰۴ شمسی و بعد از شهادت رهبر انقلاب است. قلب‌هایی پر از خشم و حس انتقام که بی‌تابانه پی خونخواهی هستند.
جنوب، شمال، شرق یا غرب فرقی نمی‌کند. مشت همه ما در مقابل دشمن اجنبی همیشه گره کرده خواهد بود. با وجود همه اختلافات، گوش بر دهان یک نفر و حول یک پرچم خواهیم بود. مثل وقتی که تنگستانی‌ها جلوی در خانه آیت‌الله هم‌مسیر شدند.