مرور کتاب «صراط»

 

مروری بر کتاب «صراط» نوشته علیرضا خواستار
مدینه ناآرام

 

مهدی مرشدی:
تاریخ اسلام پر است از جنگ‌ها و فتنه‌ها. توطئه‌هایی که مستقیماً بزرگان دین و خصوصاً معصومین را هدف قرار داده بودند. اوج آن‌ها در زمان حیات حضرت رسول (ص) و بعد از اعلام رسالت بود. کتاب «صراط» به همین ماجراهای دوره حیات پیامبر (ص) و بعد از ایشان می‌پردازد. از سقیفه نیز می‌گوید و به شهادت حضرت صدیقه طاهره (س) می‌رسد.
«صراط» نوشته علیرضا خواستار را به عنوان جلد دوم «نجیب بنی امیه» شروع به خواندن کردم. اما اگر کسی «نجیب بنی امیه» را هم نخوانده باشد می‌تواند به چشم کتابی مستقل به «صراط» نگاه کند. چرا که ارجاعات به جلد اول نقش محوری ندارند و هر از گاهی اشاره کوتاهی به مطالب آن می‌شود. داستانی که توسط انتشارت کتابستان معرفت به چاپ رسیده از نگاه خالدبن سعید و ضمن روایت داستان زندگی او به حوادث و برخی فتنه‌های زمان پیامبر (ص) اشاره می‌کند. فتنه‌هایی که دلیل‌ها و بهانه‌هایی نظیر فتنه‌های زمان ما نیز دارد.
نجیب بنی‌امیه نشان داد که خالد چگونه از میان اقوام خویش که تیره بنی امیه بودند خود را جدا می‌کند و به دین اسلام مشرف می‌شود. در آخر او به فرماندهی جعفر بن ابی‌طالب و در قالب کاروانی به حبشه می‌روند و چالش‌هایی را نیز پشت سر می‌گذارند.
صراط ۲۸۰ صفحه‌ای اما از زمان برگشت آن‌ها از حبشه شروع می‌شود. أبان؛ برادر مسلمان‌شده خالد به استقبال آن‌ها می‌آید و به مدینه می‌روند. خالد به دلایلی کمی منزوی شده. ابان از چالش‌های پیش روی مسلمانان برای خالد می‌گوید و او کم‌کم به خودش می‌آید و دوباره به جمع اصحاب می‌پیوندد، تا اینکه به لقب کاتب‌النبی نائل می‌آید. مسئول نوشتن هر آنچه محضر رسول «ص» نیاز به نوشتن دارد. چالش‌ها از حوالی فصل ۵ از ۳۴ فصل کتاب شروع می‌شوند. جایی که زینب خیبری؛ خواهر مرحب، به انتقام برادرش و به بهانه صحت‌سنجی از نبوت حضرت رسول (ص) اقدام به مسموم کردن ایشان می‌کند...
محور اصلی داستان همچون نجیب بنی امیه، خود خالد است. اما ماجراهای دیگر را نیز از دیدگاه او روایت می‌کند. آقای خواستار برخی از اتفاقات واقعی آن زمان را در دل داستان بیان می‌کند و شاید در جزئیات بیشتر بر روی پرداخت ذهنی خود تکیه کرده است. 
هر فصل، بخشی از زندگی شخصی خالد و حوادث سیاسی و اجتماعی زمانه حضرت رسول (ص) و بعد از ایشان را به فراخور زمان و به طور منسجم، در قالب داستان پیش می‌برد. این انسجام به خوبی رعایت شده و پراکندگی‌ای احساس نمی‌شود.
نویسنده به احساسات، عواطف و درونیات افراد به خوبی می‌پردازد. ذهنیت افراد را بیان می‌کند و تردیدها را به تصویر می‌کشد. روایت علاوه بر داشتن فراز و نشیب، طمأنینه خاصی را به همراه دارد که نه باعث کند و نه تند شدن آن می‌شود. روایتی که در آن، نسبت به توطئه‌های سیاسی و فضای تردید و التهاب زمان حضرت رسول (ص) و حتی بعد از شهادت ایشان، شباهت‌هایی با دوره ۴۸ ساله انقلاب اسلامی تا الان وجود دارد.
ترورها و فتنه‌هایی که هر لحظه امکان رخ دادشان وجود داشت و منافقینی که گاهی خیلی نزدیک بودند به خیمه حضرت. ماجرایی که نظیرش را دهه شصت کشور ما نیز به خود دیده. از مثال‌های صدر اسلام آن مثل وقتی که عبدالله ابن اُبی در آستانه جنگ با رومیان به خاطر سهم‌خواهی این‌چنین رفتاری از خود نشان می‌دهد.

 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«...همهمه‌ای از میان منافقین بلند شد. عده‌ای راهشان را از ابن سلول و طرفدارانش جدا کردند؛ اما عده‌ای دیگر همچنان به حمایت از او پرداختند. ابن اُبی که نزدیک پانصد نفر هواخواه داشت، پشت به لشکر کرد و فریاد زد:«ما از دستورات فرمانده ناعادل پیروی نمی‌کنیم و به مدینه و نزد رسول خدا باز می‌گردیم تا از ایشان کسب تکلیف کنیم.» این را گفت و به همراه همان گردان معلوم‌الحال به سوی مدینه تاخت. با رفتن او وحشت تمام وجودم را فراگرفت. از طرفی، تعداد درخورتوجهی از سربازان ما را کاست و از طرف دیگر، فکر هم‌دستی دوباره او و زینب روانم را می‌آزرد.»

 

بصیرت و دغدغه امثال خالد، مقداد، عمار، اباذر و... بود که به وسیله اطاعت محض از معصومین، مسیر اسلام را اندکی هموار می‌کرد. افراد پای کاری که خیلی وقت‌ها زندگی شخصی خودشان را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دادند و بین دوراهی‌ها، دین را بر خود ترجیح می‌دادند. امروز نیز انقلاب اسلامی به این شخصیت‌ها نیاز دارد و جنگ اخیر نیز نشان داد از این موهبت به لطف الهی محروم نیست.
کتاب صراط به همه کسانی که به تاریخ و داستان‌های بر اساس واقعیت علاقه‌مند هستند توصیه می‌شود. کسانی که دوست دارند همچون کاتب‌النبی پای کار باشند و مطیع امر ولی.