مروری بر کتاب «خانم آقای او» نوشته ریحانه ابراهیمزادگان
پیتزا یا قرمه سبزی؟!
زینب سادات جزایری:
بعضی وقتها فکر میکنم نسل های آینده علاوه بر عمو و دایی و دختر خاله و دختر عمه، احتمالا با مفهوم مادر بزرگ هم آشنا نباشند! نه که ندانند مادر بزرگ چیست نه؛ منظورم تفاوت فهم ما و آنها از مادربزرگ است.
احتمالا آنها هیچ وقت خورشت جا افتاده مادربزرگپز و آبگوشت با سبزی خوردن در حیاط خانه او را درک نکنند و با نوک انگشتان چروکیده و حنا بسته و دامن های گلگلی مادر بزرگی که نخوانده، ملای خیلی چیزها بود خاطره نداشته باشند.
مادر بزرگهای آینده احتمالا به جای حنا، ناخن کاشته باشند و چروکهای صورتشان را بوتاکس پوشانده باشد؛ حتما آن ها به جای خورشت جا افتاده، هر از گاهی فستفود مورد علاقه نوه شان را برایش میخرند. ریحانه ابراهیم زادگان اما عقیده متفاوتی دارد؛ به نظر او مادر بزرگهای آینده آن قدر هم چیتان پیتان نیستند و با گذشت زمان به سنت روی خواهند آورد و به جای پیتزا و نودل، طرفدار قرمه سبزی خواهند بود.
او در کتاب خانم آقای او، ایران سال ۱۴۵۰ را ترسیم میکند که زنها به جای جنبشهای مختلف برای گرفتن حقوق مهم اجتماعی مانند موتور سواری و دوچرخه سواری، برای خانهداری سر و دست میشکنند و خیاطی و دیگر هنرهای زنانه از فعالیت های پر طرفدار میان جوانان می شود. زن های این کتاب به جای ژلیش و بوتاکس و عطر فرانسوی، بوی گلاب و هنر و ایران میدهند.
داستان از جایی شروع میشود که نوه خانم، خاطرات روزنوشت او در حوالی سال ۱۴۰۰ را دور از چشم دیگران پیدا کرده و میخواند؛ خاطرات مادربزرگی که دغدغه جوانیاش با جوانی نوهاش شبیه هم است؛ مادر بزرگی که خانه اش همیشه بوی زندگی میدهد و هنر جزئی از وجود اوست.
این کتاب ۱۲۸ صفحه ای نشر میخ با نثر روان و شیوای قجری و با زبان طنز به نقد هدیههای زهر آلود مدرنیته برای زنان میپردازد و با حکایتهای کوتاه به زوایای مختلف این مسئله میپردازد.
در قسمتی از این کتاب از زبان خانم آقای او (مادر بزرگ مذکور) میخوانیم:
«چشم دشمن کور، گوش شیطان کر، تا بوده به جهت فهم و شعور و کمالات و درایت و سیاست و کیاست و سلیقه و ادب و زنیتداری اسباب تحسین و ندرتاً حسادت و عداوت اقربا و ارحام بودیم؛ اگر پیجوی اسلوب سعادتمند خط و ربط ما مشق کنند کفایت میکند. لکن این ماسماسک وامانده با اینستاغرام خیر ندیدهاش هوش و حواس از جماعت برده، اسباب نکبت_فلاکت مهیا کرده، تر و خشک با هم میسوزند.
بر سبیل مرسوم خود مانده التفات نکنیم، سرکوفت میشنویم که از آلامد و بدسگالی تکنولوژی واماندیم، ساز متابعت کوک کنیم، هرچه در چنتهی کمالات اندوختیم به ثمن بخس فروخته همرنگ جماعت کمخرد میشویم.»
زبان طنز کتاب دوست داشتنی است اما کتاب ظرفیت شوخی نویسی بیشتری داشته و تنها چند جای کتاب خنده گیری قوی دارد. احتمالا نویسنده برای بازگشت به سنت نثر قجری را انتخاب کرده و در نگارش این نثر موفق عمل کرده است. با وجود درست بودن اکثر نقدهای نویسنده به مدرنیته، احتمالا سنت نمیتواند درمان امراض حاصل از مدرنیته باشد چراکه سنت هم ایرادات خود را دارد؛ آسیب های مدرنیته را باید با رویکرد اسلامی ایرانی اصلاح کرد که اسلام نقش صحیح زن در زندگی را قرنها پیش آموخته است و با وجود تاکید بر حفظ خانواده، از حضور اجتماعی زن غافل نشده است.
اگر دغدغه زن ایرانی دارید یا به کتاب های طنز علاقه مندید خانم آقای او مناسب شماست؛ راستی به نظر شما آینده چگونه خواهد بود؟ پیروز میدان قرمه سبزی است یا پیتزا؟


