مروری بر کتاب «تکه هایی از یک کل منسجم»

مروری بر کتاب «تکه‌هایی از یک کل منسجم» نوشته پونه مقیمی
زندگی در بند احساسات

 

فاطمه حسین‌پور:
چقدر خود را می‌شناسید؟ احساسات‌تان را چطور؟ تا به حال به جواب این سوالها فکر کرده‌اید؟! گاهی آن‌قدر در شتاب زندگی روزمره غرق می‌شویم که از خودمان غافل می‌مانیم. نمی‌فهمیم دقیقاً چه احساسی داریم، چه می‌خواهیم یا چرا بعضی احساسات روی دل‌مان سنگینی می‌کنند. انگار سال‌هاست که فراموش کرده‌ایم با خودمان گفت‌وگو کنیم و از خود بپرسیم: «واقعاً حالت چطور است؟» در چنین شرایطی، برخی کتاب‌ها همچون نوری ملایم وارد زندگی می‌شوند. نه برای این‌که نصیحت کنند یا نسخه‌ای ارائه دهند، بلکه برای این‌که آرام دست‌مان را بگیرند و به سوی خود واقعی‌مان هدایت کنند.
کتاب «تکه‌هایی از یک کل منسجم» از این دست آثار است. اثری از نویسنده‌ای که سال‌ها در حوزه روان‌شناسی و خودشناسی قلم زده و تلاش کرده است تا راهی ساده و آرام برای درک احساسات انسان بیابد. نوشته‌های این کتاب فضایی تفکر برانگیز و دلنشین دارند؛ نه سنگین‌اند، نه شعاری، اما با آرامش، خواننده را در یک سفر درونی همراهی می‌کنند. خانم مقیمی با زبانی ساده، دقیق و بی‌ادعا، کمک می‌کند تا احساسات‌مان را بهتر درک کنیم و آن‌ها را روشن‌تر ببینیم. البته، این کتاب همانند آثار کلاسیک و با فصل‌بندی‌های منظم نوشته نشده است. هر بخش حال و هوای خاص خود را دارد که ممکن است برخی از خوانندگان که به ساختار منظم عادت دارند، ارتباط برقرار کردن با این آزادی ساختاری را دشوارتر بیابند. اما همین ویژگی آزاد بودن ساختار، باعث شده است که هر یادداشت همچون یک مکث کوتاه عمل کند؛ فرصتی برای آن که خواننده لحظه‌ای با خود در خلوت بنشیند و در دلش تأمل کند. جملات نه پیچیده‌اند و نه به دنبال بزرگ‌نمایی، اما آن‌قدر صادقانه‌اند که حس می‌کنید کسی در کنار شما نشسته و بدون قضاوت در مورد دنیای درونی انسان صحبت می‌کند. قدرت اصلی کتاب در همین نکته نهفته است؛ این اثر چیزی نمی‌آموزد، بلکه همراهی می‌کند. نمی‌گوید «چه باید کرد»، بلکه به شما کمک می‌کند تا بفهمید «چه احساسی دارید».
کتاب «تکه‌هایی از یک کل منسجم» با قلم ساده و لحن صمیمی خانم مقیمی، از طریق یادداشت‌های کوتاه و عمیق خود، به موضوع آگاهی از احساسات پرداخته و جالب این‌که در هیچ نقطه‌ای حس سردرگمی به خواننده نمی‌دهد. هر بخش از کتاب مانند پنجره‌ای کوچک به دنیای درون ماست. این کتاب احساسات را مرحله به مرحله بررسی کرده و بر اهمیت همه‌ی احساسات، حتی خشم، ناکامی و ناامیدی تأکید دارد. کم‌کم به ما می‌آموزد که نباید برای برخی احساسات دیواری بسازیم. همان‌طور که از احساسات خوشایند استقبال می‌کنیم، باید بپذیریم که احساسات ناخوشایند نیز بخشی از ما هستند.
در زندگی ممکن است روزهایی را با ترکیبی از احساسات مختلف سپری کنیم. آگاهی از این احساسات، پذیرفتن آن‌ها و در نهایت بازسازی‌شان همان قدمی است که ما را به جلو می‌برد؛ کاری که این کتاب به‌نرمی انجام می‌دهد. هیچ احساسی دائمی نیست؛ نه آن شادی‌های بی‌پایانی که خیال می‌کنیم همیشگی‌اند، و نه غم‌هایی که گاهی آن‌قدر سنگین می‌شوند که انگار زمان از حرکت ایستاده است. اما زیبایی زندگی دقیقاً در همین گذرا بودنش است. آمد و رفت احساسات ممکن است خسته‌کننده باشد، اما همین تغییرات‌اند که فهم لحظه‌ها را عمیق‌تر و تجربه زندگی را واقعی‌تر می‌کنند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم که چگونه می‌توان امواج احساسی زندگی را پذیرفت و با سبکی بیشتر به مسیر ادامه داد: وقتی که ایمان بیاوریم، پذیرش آغاز می‌شود؛ پذیرش زندگی با تمام ناتمام‌هایش. پس از پذیرش نیز، آرامش به تدریج خود را نمایان می‌کند.
نوشته‌های آرام و دلگرم‌کننده پونه مقیمی به ما یاد می‌دهد که با رنج‌های زندگی مهربان‌تر باشیم. به ما می‌آموزد که در ناکامی‌ها نباید خود را سرزنش کنیم، بلکه کافی است با احساسات خود روبه‌رو شویم، بدون این‌که در آن‌ها گم شویم. همین مواجهه است که به ما کمک می‌کند تا در میان تمامی فراز و نشیب‌های زندگی، نفس تازه کرده و با آرامش و پختگی بیشتر به زندگی ادامه دهیم.

محدثه خوشی گفت:
مرور خوبی بود مشتاق شدم کتاب رو بخونم
غلامی گفت:
معرفی خوبی بود