مرور کتاب «امسال قبول می‌شویم»

 

مروری بر کتاب «امسال قبول می‌شویم» نوشته آزاده فرزام‌نیا
مثل سرو

 

سمانه میرعالی:
زن تراز انقلاب اسلامی نادیده گرفتنی نیست؛ مفهومی شعاری هم نیست؛ او زنی است که ایمان را با مسئولیت اجتماعی پیوند می‌دهد و در لحظه‌های حساس تاریخ، فعال و اثرگذار ظاهر می‌شود. این زنان در انقلاب اسلامی نه تنها نقش حاشیه‌ای نداشتند؛ بلکه آگاهانه وارد میدان شدند، روشنگری کردند و هزینه دادند. نادیده گرفتن این حضور، تصویری ناقص از واقعیت انقلاب ارائه می‌دهد. در همین راستا، «آزاده فرزام‌نیا» گامی مؤثر در معرفی زنان انقلاب برداشته است؛ آن هم در دلِ پرالتهابِ وقایع پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در مشهد.
فرزام نیا در جریان مصاحبه با خانواده شهیده مهری زارع عباس‌آبادی ـ نوجوان چهارده‌ساله‌ای که در تظاهرات دی‌ماه ۱۳۵۷ در مشهد به شهادت رسید ـ و هنگام تدوین کتاب «دختران هم شهید می‌شوند»، با شهیده دیگری آشنا می‌شود. شهیده‌ الهه زینال پور که مهری برای نجات جانش جاودانه شده بود. در جریان همین گفت‌وگوها و با یافتن خانواده‌ی زینال‌پور، نویسنده در همان ابتدای کار متوجه می‌شود که الهه تنها یک شخص نیست بلکه او برایند یک خانواده‌ی انقلابی و تأثیرگذار است. همین موضوع سبب شد که خانم فرزام‌نیا و همکارشان، مرضیه ذاکری، به روایت‌گریِ مادر خانواده، یعنی عفت نجیب‌ضیا، و خانواده زینال‌پور بپردازند؛ جایی که شهیده الهه نیز ناخودآگاه جایگاه خود را در این پازل روایی پیدا می کند.
روایت خانواده زینال‌پور از سه راوی اصلی - مادر، دختر و پسر - بهره می‌گیرد، اما قالب اصلی داستان از زبان مادر است. کتاب «امسال قبول می‌شویم» در ۳۰۳ صفحه و شش فصل، محصول واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و منتشر شده توسط نشر راه‌یار است. کتاب با روایت زندگی خانم نجیب‌ضیا از خانواده و نقش تاثیرگذار مادرش آغاز می‌شود و نشان می‌دهد چگونه پرستار شدن او در سیزده‌سالگی مسیر زندگی‌اش را تغییر داده است. اثر به فعالیت‌های شغلی و تحول فکری و اعتقادی ایشان در سال‌های پیش از انقلاب می‌پردازد و روحیه جسارت و مطالبه‌گری‌اش را تا دوران انقلاب و جنگ تحمیلی برجسته می‌کند. مادر خانواده در اوج ناآرامی‌ها و اعتراضات پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌ویژه در دی‌ماه ۱۳۵۷، با وجود شهادت الهه و مجروح شدن مریم، ثابت قدم باقی می‌ماند.
مادر تاکید می کند: «انقلاب برای من شده بود همه چیز. هر کاری از دستم بر می‌آمد انجام می‌دادم. حتی با سربازهایی که در خیابان‌ها اسلحه به دست ایستاده بودند صحبت می‌کردم و نصیحتشان می‌کردم. اصلا ترس از کشته شدن برایم معنایی نداشت که با خودم فکر کنم اگر بروم جلو، شاید بهم تیراندازی کنند».
قلم روان و جذاب نویسنده باعث می‌شود خواندن اثر هم آسان باشد و هم دلنشین. با این حال، توجه زیاد به جزئیات ممکن است در برخی بخش‌ها خواننده را کمی خسته کند. از طرف دیگر در طول روایت، اسامی و رویدادهای متعددی مطرح می‌شود که نویسنده برای روشن‌تر شدن آن‌ها، با تکیه بر پژوهش‌های تکمیلی، توضیحات بیشتری را در پانوشت آورده است. با اینکه این کار روایت را واقعی‌تر و غنی‌تر می‌کند، اما ممکن است در مواجهه‌ی نخست برای برخی خوانندگان کمی سنگین و خسته‌کننده به نظر برسد.
روایت صمیمی و مستند زندگی خانم نجیب‌ضیا، اثری بسیار خواندنی است. زنی که در کنار نقش مادری و پرستاری به یکی از چهره های مبارز و موثر انقلاب در مشهد تبدیل شده است. کتاب به‌عنوان الگویی روشن از نقش تأثیرگذار و پیش‌برنده زنان در انقلاب اسلامی، به پژوهشگران تاریخ و علاقه‌مندان این حوزه و همه کسانی که به دنبال الگوهای واقعی فداکاری، ایمان و شجاعت هستند پیشنهاد می‌شود.

پ عسکری گفت:
احسنتم خانم دکتر
فاطمه شیرمحمدی گفت:
با تشکر از خانم میرعالی که بسیار زیبا کتاب رو معرفی کردند هم نقاط قوت رو در نظر گرفتن و هم احیانا جنبه هایی از کتاب که ممکنه سنگین باشه ،بسیار عالی
مینا رسولی گفت:
رو دست انقلاب اسلامی نبوده و نیست و نخواهد بود