مرور کتاب «اهالی تپه ندبه»

 

مروری بر کتاب «اهالی تپه ندبه» نوشته محسن قنبریان
چرا سکوت خیانت است؟

 

زهرا جهان‌پیما:
تاریخ، همیشه دوقطبیِ حق و باطل یا حسین(ع) و یزید نبوده است. سه ضلع دارد. در میان همهمه میدان‌های نبرد، همیشه گروهی بوده‌اند که نه شمشیر به دست گرفته‌اند و نه به دشمن پیوسته‌اند؛ گروهی که با سلاحِ سکوت و بی‌طرفی، سرنوشتِ حق را تغییر دادند. کتاب «اهالی تپه ندبه» دقیقا دست روی همین نقطه دردناک و مغفول تاریخ می‌گذارد؛ کسانی که در کربلا نه در سپاه یزید بودند و نه در رکاب حسین(ع)، بلکه ترجیح دادند «اهالی تپه ندبه» باشند.
این کتاب، حاصل بازخوانی و تدوین سخنرانی‌های حجت‌الاسلام محسن قنبریان در ایام محرم است. نویسنده در این اثر، فراتر از روایت صرفِ واقعه عاشورا، به کالبدشکافی جامعه‌شناختی و هویتی کوفه می‌پردازد. او با نگاهی دقیق، ریشه‌های شکل‌گیری جریانی را واکاوی می‌کند که با «ندبه و گریه» برای حق، در عمل از یاری آن سر باز زدند و عملاً راه را برای پیروزی باطل هموار کردند.
محسن قنبریان در این اثر، بحث را از پیدایش شهر کوفه و ساختار پیچیده جمعیتی و هویتی آن آغاز می‌کند. او نشان می‌دهد که این گروهِ ساکت و بی‌تفاوت، یک‌شبه به وجود نیامده‌اند؛ بلکه ریشه‌های فکری آن‌ها به دوران پیامبر اسلام (ص) و بزنگاه‌های حساسی همچون جنگ جمل و صفین بازمی‌گردد.
شعار اصلی و دردناک این جریان، همان «حساس نشو»ی معروف است؛ رویکردی که در هر مقطع تاریخی، با توجیهاتِ ظاهر‌فریبِ مذهبی یا عافیت‌طلبانه، جلوی کنش‌گریِ به‌موقع را می‌گیرد. کتاب به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه بدعهدی کوفیان، در کنار قعود (نشستن و نظاره کردن) عده‌ای کثیر، فاجعه کربلا را رقم زد.
از این‌رو به باور من، مطالعه این کتاب برای هر کسی که دغدغه «حق‌مداری» دارد، ضروری است. «اهالی تپه ندبه» به ما می‌آموزد که معیارِ حق، «اشخاص» نیستند؛ چرا که اشخاص در گذر زمان ممکن است تغییر کنند یا بلغزند. این کتاب به مخاطب یادآوری می‌کند که باید ابتدا «حق» را شناخت و سپس اشخاص را با آن سنجید، نه برعکس. دیگر درس این اثر این بود که در مسیر مبارزه، «هدف» شخص نیست، بلکه «جریان» است؛ و هرگاه جریانِ حق را با مصلحت‌اندیشی‌های شخصی و سکوتِ بی‌جا معاوضه کنیم، ناخواسته به اهالی تپه ندبه پیوسته‌ایم.
کتاب «اهالی تپه ندبه» تلنگری است برای امروزِ ما. این کتاب نه فقط یک روایت تاریخی، که یک آینه تمام‌قد برای سنجش رفتارِ اجتماعی و سیاسی ما در بزنگاه‌های حساس است. امروز در شرایط جنگ با دشمن آمریکایی صهیونی، ما نیز ممکن است با تکرارِ الگوی «اهالی تپه ندبه» مواجه باشیم. سکوت در برابر جنایت، پیدا نکردنِ مقصر واقعی و اکتفا کردن به دعا برای بهبود شرایط، بدون شناختِ جریانِ حق و کنشگری، می‌تواند ما را ناخواسته در دسته «اهالی قعود» قرار دهد. همان‌طور که در کربلا «ندبه» جای «یاریِ فعال» را گرفت، امروز هم اگر فقط به دعا بسنده کنیم و نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی خود در برابر دشمنِ واقعی بی‌تفاوت باشیم، در تکرارِ همان تاریخ سهیم خواهیم بود. اگر می‌خواهیم بدانیم که در آزمون‌های دشوارِ روزگار، آیا واقعاً در رکاب حق ایستاده‌ایم یا تنها به ندبه‌خوانی برای آن بسنده کرده‌ایم، خواندن این کتاب یک ضرورت است. این اثر دعوتی است برای گذشتن از «سکوتِ تماشاگرانه» و پیوستن به «جریانِ کنش‌گرِ حق‌طلب».

 

در بخشی از اهالی تپه ندبه در راستای وظایف امروزمان می‌خوانیم:
 «تلاش ما این است که جامعه را بیدار کنیم که قعود فراگیر نشود تا مجبور به سازش شویم، اما اگر قعود فراگیر شد و سازش کردیم، حق نداریم به ولی امر اعتراض کنیم. عمار یاسر تلاش کرد که کار به حکمیت نکشد، اما کثرت قاعدین کار را به حکمیت کشاند.»