مروری بر کتاب «رما»

 

مروری بر کتاب «رَما» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه
برای بیداری

 

فاطمه حسین پور:
گاهی جنگ با صدای انفجار وارد زندگی آدم نمی‌شود؛ با یک اعلان روی صفحه گوشی شروع می‌شود. یک خبر، یک تصویر، چند کلمه کوتاه و بعد ناگهان متوجه می‌شوی چیزی که تا چند دقیقه پیش فقط یک «خبر» بود، دارد به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل می‌شود. «رَما» نوشته ابراهیم اکبری دیزگاه، دقیقاً سراغ همین فاصله باریک بین «خبر» و «تجربه» می‌رود.
کتاب، روایتی از جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل در سال ۱۴۰۴ است که در ۱۶۴ صفحه توسط انتشارات زائر آستان مقدس حضرت معصومه(س) منتشر شده. اما اگر انتظار دارید با یک گزارش نظامی یا یک روزشمار خشک از عملیات‌ها روبه‌رو شوید، احتمالاً «رَما» آن کتابی نیست که دنبالش می‌گردید. نویسنده بیشتر از آنکه بخواهد بگوید در میدان جنگ چه گذشت، تلاش کرده نشان دهد جنگ با ذهن و زندگی آدمی چه می‌کند.
ابراهیم اکبری دیزگاه را بیشتر با داستان‌نویسی می‌شناسیم؛ نویسنده‌ای که در آثار قبلی‌اش هم علاقه‌اش به پیوند ادبیات با مسائل اجتماعی و فکری دیده می‌شود. آثاری مانند «بیروط»، «شاه‌کشی» و «برکت» تعدادی از آثار او هستند.
این پیشینه داستانی در «رَما» هم بی‌تأثیر نیست. او با واقعیت جنگ روبه‌رو شده، اما آن را همان‌طور که در گزارش‌های خبری می‌بینیم تحویل خواننده نمی‌دهد. واقعیت برای او نقطه شروع روایت است. به نظرم همین جاست که کتاب شخصیت خودش را پیدا می‌کند.
عنوان کتاب از آیه ۱۷ سوره انفال گرفته شده: «وَما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلکِنَّ اللَّهَ رَمی». این انتخاب از همان ابتدا تکلیف نگاه کتاب را تا حدی روشن می‌کند. «رَما» قرار نیست صرفاً درباره ابزار جنگ و شلیک و حمله حرف بزند؛ پشت اتفاق نظامی، یک نگاه اعتقادی و معنایی هم قرار دارد.
این عنوان شاید برای مخاطبی که با این ادبیات فکری آشنایی ندارد، کمی مستقیم یا حتی شعاری به نظر برسد؛ اما برای فضای کلی کتاب انتخابی کاملاً هم‌راستا با جهان‌بینی نویسنده است.
برای من جذاب‌ترین بخش «رَما» جایی است که جنگ از آسمان پایین می‌آید و وارد جزئیات زندگی می‌شود. در جنگ، همه‌چیز الزاماً انفجار و ویرانی نیست. گاهی یک خانواده که نمی‌داند شب بعد را کجا خواهد گذراند، آدمی که مدام تلفنش را چک می‌کند یا کسی که بین امید و ترس معلق مانده، بیشتر از صدای یک انفجار، معنای جنگ را نشان می‌دهد.
این نگاه باعث شده کتاب فقط برای کسی که به مسائل نظامی علاقه دارد خواندنی نباشد. خواننده می‌تواند از خودش بپرسد اگر جای راوی بود، در چنین شرایطی چه می‌کرد؟ چقدر می‌توانست زندگی معمولی‌اش را ادامه دهد؟ و همین سؤال‌هاست که کتاب را از یک گزارش جدا می‌کند.
مهم ترین نقطه قوت کتاب؛ تبدیل «واقعه» به «تجربه» است و تلاش می‌کند جنگ را انسانی کند.
اکبری دیزگاه به جای غرق شدن در آمار و اطلاعات نظامی، روی تجربه زیسته تمرکز می‌کند. نثر ادبی هم کمک می‌کند مخاطب صرفاً اطلاعات دریافت نکند، بلکه فضای ذهنی راوی را هم لمس کند.
از طرف دیگر، حجم کتاب مناسب است. ۱۶۴ صفحه برای چنین موضوعی باعث شده اثر وارد حاشیه‌های بیش از اندازه نشود و نسبتاً فشرده پیش برود. نکته مثبت دیگر این است که نویسنده از ظرفیت ادبیات برای ثبت یک واقعه معاصر استفاده کرده؛ اتفاقی که اهمیتش فقط در زمان وقوع نیست و احتمالاً سال‌ها بعد هم ارزش ثبت شدن خواهد داشت.
«رَما» قرار نیست یک منبع جامع تاریخی یا نظامی درباره جنگ دوازده‌روزه باشد. بنابراین اگر کسی با انتظار جزئیات دقیق عملیات‌ها، آمار، تحلیل نظامی یا روایت چندجانبه وارد کتاب شود، احتمالاً پاسخ کاملی دریافت نمی‌کند.
از طرف دیگر، در بعضی قسمت‌ها نگاه تأملی و معنایی نویسنده می‌تواند سرعت روایت را کاهش دهد. بعضی خوانندگان ممکن است ترجیح بدهند روایت سریع‌تر جلو برود و کمتر درگیر لایه‌های فکری و فلسفی شود.
به نظرم اگر کتاب در کنار تجربه شخصی نویسنده، اطلاعات زمینه‌ای بیشتری درباره برخی اتفاقات ارائه می‌کرد، می‌توانست برای مخاطب عمومی کامل‌تر باشد. «رَما» برای من بیشتر از آنکه کتابی درباره جنگ باشد، کتابی درباره زندگی در سایه جنگ است.

 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«قبل از این‌که از این که آبی بزنم به سر و صورتم، وارد گوشی شدم. موشک‌های ایران امشب خوب نشسته‌اند. نه آن‌جوری که من انتظار دارم، ولی جوری که می‌توان امیدوار بود.»

 

این بخش به‌خوبی نشان می‌دهد که جنگ چگونه احساسات، نگرانی‌ها و امیدهای ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. من این نگاه را دوست داشتم؛ چون جنگ را از تصویری که معمولاً در رسانه‌ها می‌بینیم بیرون می‌کشد. در رسانه، جنگ مجموعه‌ای از حمله‌ها، پاسخ‌ها و اعداد است؛ اما در زندگی آدم‌ها، جنگ یعنی انتظار، اضطراب، دعا، تماس تلفنی، نگرانی برای عزیزان و تلاش برای ادامه دادن زندگی.

با این حال، فکر می‌کنم خواننده باید بداند قرار نیست با یک اثر کاملاً بی‌طرف و دانشگاهی مواجه شود. «رَما» یک روایت شخصی و ادبی است و باید با همین انتظار خوانده شود.
شاید مهم‌ترین کاری که «رَما» انجام می‌دهد، ثبت یک دوره کوتاه اما پرالتهاب از تاریخ معاصر است؛ پیش از آنکه خاطره‌اش زیر حجم خبرهای جدید گم شود. کتاب می‌خواهد جنگ را از صفحه تلویزیون و تلفن بیرون بکشد و به تجربه انسانی تبدیل کند؛ تجربه‌ای که ترس، ایمان، امید و انتظار را هم‌زمان با خودش دارد.
برای همین، اگر دنبال یک گزارش نظامی دقیق هستید، احتمالاً انتخاب اولتان نباشد. اما اگر می‌خواهید بدانید جنگ وقتی از تیتر خبر پایین می‌آید و وارد زندگی آدم‌ها می‌شود، چه شکلی پیدا می‌کند، «رَما» می‌تواند تجربه متفاوتی برایتان باشد.
شاید جنگ تمام شود، خبرها عوض شوند و تصاویر از صفحه‌ها کنار بروند؛ اما چیزی که می‌تواند بماند، روایت است و «رَما» تلاش می‌کند یکی از همین روایت‌ها را ثبت کند.

https://noghtereview.ir/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1/