بی کتابی

بی کتابی
کتاب کتاب بازها   منصوره رضایی: گفتن و نوشتن از تاریخ، امری شیرین و دشوار است؛ شیرین است چون سبب ماندگاری گذشته می‎شود، دشوار است چون کوچک‌‌‌‌‌ترین خطا در روایتِ تاریخ، خیانت به پیشینۀ یک سرزمین تلقّی می‎شود. بازتاب وقایع تاریخی، مستلزم اطّلاعات دقیق و تخصّصی است؛ در غیر اینصورت، مانند بعضی از سریال‌‌‌‌‌های تاریخی، بیش از آنکه مخاطب را با گذشتۀ کشورش آشنا کند، به مضحکه‌‌‌‌‌ای پر زرق و …
مطالعه مرور

مدار صفر درجه

مدار صفر درجه
بهار در زمستان   مهرسا صفرخانی: در دهه ۵۰ شمسی، آفتاب خوزستان به روی زمین تابیده، گرم و سوزان چنان که به نظر می‌رسید آرزو داشته که استخوان زمین را بگدازد. در این دیار تب‌زده و زیبا، جایی که هوا با رگه‌هایی از سوزش و حنجره‌هایی از خشم پر شده است، رمان «مدار صفر درجه» نوشته‌ احمد محمود چون حماسه‌ای زیبا و غریب، تلاطم‌ها و تکاپوهای مردم خوزستان را به …
مطالعه مرور

کوری

کوری
هیولاهای سفید خطرناک ترند   مهرسا صفرخانی: شده است تاکنون با چشمانی بسته به جهان بنگرید؟ در زیر پلک‌های بسته، چه می‌بینید؟ دنیایت به چه رنگ درآمده؟ سفید است یا سیاه؟ ارغوانی است یا لاجوردی؟ توانسته‌اید با چشمان خاموش، پا از اتاقتان بیرون بگذارید؟ از خانه چطور؟ تا کجا گام‌هایتان همراهی‌تان کرد؟ دنیا با چشمانی خاموش، حتی در وهم و خیال هم، جلوه‌ای مهیب دارد. جلوه‌ای که انگار میلی به …
مطالعه مرور

پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا
خود زندگی بی کم و کاست پروانه حیدری: «پیرمرد و دریا» خودِ زندگی‌ست، بی کم و کاست. سانتیاگو ماییم، یک تنهایی ‌ژرف، امیدی وافر، نبردی ناگزیر و حفظ کردن آن چه با چنگ و دندان به دست آورده‌ایم. بی‌نهایت معنای استعاری می‌شود از این داستان گرفت، ماهی هزار زخم است و هزار آرزوی برباد رفته. سانتیاگو ماییم که هر روز خودمان را به خودمان ثابت می‌کنیم و از دردی که …
مطالعه مرور

مثل بیروت بود

مثل بیروت بود
طعم فانتزی   اعظم سادات موسوی: اگر فیلمساز بودم حتما فیلمنامه‌ای با اقتباس از کتاب «مثل بیروت بود» زهرا اسعد بلند دوست، که انتشارات کتابستان معرفت ناشرش بوده می‌نوشتم. برای این‌روزها که همه تجربه جنگی ۱۲ روزه و حاشیه‌های امنیتی آن را درک کرده‌ایم، حتما اثر جذابی می‌شد. داستان درباره دختری به نام زهرا است. او که فرزند یک نظامی است ، درگیر و دار ماجرایی جاسوسی قرار می‌گیرد. هیجان …
مطالعه مرور